|
|
|
|
|
* فیلم منتشر شده از ورزشکاران ایرانی در المپیک رسوایی اخلاقی به بار آورد!...کفاشیان: من را در فیلم مونتاژ کرده اند! * خبرفوری/// دقایقی پیش سمینهار دو نفره آسیب نشناسی نقش سازمان تربیت بدنی و کمیته بین المللی المپیک در کسب نتایج ضعیف با حضور روسای سازمان تربیت بدنی و کمیته بین المللی المپیک آغاز شد. * مجلس تمامی ورزشکاران ایرانی را برای ادای پاره ای توضیحات به صحن علنی مجلس فراخواند! مانتوی رنگی هما حسینی پرچمدار تیم ورزشی ایران در مراسم افتتاحیه از مصادیق تبرج شناخته شد! * احمدی نژاد: با اجرایی شدن طرح تحول اقتصادی، در المپیک لندن مدال ها را درو خواهیم کرد! * علی آبادی: حیف که دیکس! کمرم درد می کرد وگرنه خودم به جای احسان حدادی دیکس! را پرتاب می کردم! * مشایی: ما باید از تجارب ورزشکاران خوب اسرائیلی استفاده می کردیم! * پالیزدار: همه چیز را افشا می کنم! * کردان: افراد تحصیل کرده باید وارد شوند! * سایت الف: مدارک داوران مسابقات ورزشکاران ایرانی باید بررسی شود! * فاطمه رجبی: به خاطر این نتایج ضعیف، رفسنجانی و قالیباف باید رسماً از مردم عذرخواهی کنند! * لاریجانی: سیاست استراتژیک ما در قِبَل ملل دُوَل متحدالممالک شرکت کننده در المپیک ، باید بصورت پارادایم دیالکتیک نامتجانس باشد! * الهام: بیخود به من نگاه نکنید! من بی تقصیرم! استعفا هم نمی دهم! * شریعتمداری: بحرین هم در المپیک مدال گرفت ولی ما نگرفتیم! * کروبی: خوابم یا بیدار؟! این چه نتایجیه! * رضازاده: یا ابوالفضل، عجب گندی زدن! * کفاشیان: فوتبال ما حضوری امیدوارکننده در المپیک پکن داشت! * قراخانلو: توقع مدال گرفتن در المپیک لندن از ما نداشته باشید! * حجه الاسلام علیپور: با توجه به دستورات منشور اخلاقی، اگر ورزشکاران سیبیل می گذاشتند قطعا مدال می گرفتند! * علی آبادی: همین که ورزشکاران ایرانی غیرت خودشان را نشان دادند برای ما کافی است! و این حاصل زحمات سازمان بوده است! * صفایی فراهانی: با نتایج بدست آمده ممکن است کلا به حالت تعلیق در بیاییم! * مایلی کهن: دایی باعث باخت سوریان شد! * قلعه نوعی: وقتی کاظمی و طالب لو رو از ما گرفتند طبیعی هم بود این نتایج را در المپیک بگیریم! * جعفر پناهی فیلم «ایران، افتضاح در المپیک» را به زودی کلید می زند! * .... : صحنه را ندیدم! * علی آبادی کلنگ اجرایی شدن عملیات پروژه عمرانی و جدید سازمان تربیت بدنی را به زمین زد: ساختن ورزش کشور از اول! |
||
|
|
|
|
+تا کنون زمین را به این کوچکی ندیده اید ؛ این عکس فوق العاده که سایت Space.com آن را یکی از ده عکس برتر تاریخ نجوم نام گذاشته تصویری از کره زمین از فاصله نزدیک به 6.4 میلیارد کیلومتری است . این عکس را فضاپیمای ویجر 1 زمانی که ماموریتش در 14 فوریه 1990 تمام شده بود به زمین ارسال کرد . علت وجود حلقه های رنگی بازتابش نور خورشید بر دوربین ویجر است . ویجر از سیارات دیگر منظومه شمسی مانند زهره، مشتری ، زحل ، اورانوس و نپتون هم چنین عکسهایی گرفت ولی از سیاراتی مانند عطارد و مریخ به علت مزاحم بودن نور خورشید نتوانست عکسی دریافت کند . در این عکس کره زمین روی حلقه رنگی اول سمت راستی قرار گرفته است . نام این عکس تاریخی را Pale Blue Dot گذاشته اند . منبع : شونیکس |
||
|
|
|
|
|
يكي دست به دعا ... يكي دست تو دماغ
|
||
|
|
|
|
|
سال 1264 قمرى، نخستين برنامهى دولت ايران براى واکسن زدن به فرمان اميرکبير آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانى ايرانى را آبلهکوبى مىکردند. اما چند روز پس از آغاز آبلهکوبى به امير کبير خبردادند که مردم از روى ناآگاهى نمىخواهند واکسن بزنند. بهويژه که چند تن از فالگيرها و دعانويسها در شهر شايعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه يافتن جن به خون انسان مىشود !!! در آن هنگام ميرزا آقاخان وارد شد. او در کمتر زمانى اميرکبير را در حال گريستن ديده بود. علت را پرسيد و ملازمان امير گفتند که دو کودک شيرخوار پاره دوز و بقالى از بيمارى آبله مردهاند. ميرزا آقاخان با شگفتى گفت: عجب، من تصور مىکردم که ميرزا احمدخان، پسر امير، مرده است که او اين چنين هاىهاى مىگريد. سپس، به امير نزديک شد و گفت: گريستن، آن هم به اين گونه، براى دو بچهى شيرخوار بقال و چقال در شأن شما نيست. امير سر برداشت و با خشم به او نگريست، آنچنان که ميرزا آقاخان از ترس بر خود لرزيد. امير اشکهايش را پاک کرد و گفت: خاموش باش. تا زمانى که ما سرپرستى اين ملت را بر عهده داريم، مسئول مرگشان ما هستيم. ميرزا آقاخان آهسته گفت: ولى اينان خود در اثر جهل آبله نکوبيدهاند. امير با صداى رسا گفت: و مسئول جهلشان نيز ما هستيم. اگر ما در هر روستا و کوچه و خيابانى مدرسه بسازيم و کتابخانه ايجاد کنيم، دعانويسها بساطشان را جمع مىکنند. تمام ايرانىها اولاد حقيقى من هستند و من از اين مىگريم که چرا اين مردم بايد اين قدر جاهل باشند که در اثر نکوبيدن آبله بميرند... |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
این دولت قرار بود حجم کمک های مالی خودش به مردم را بالا ببرد، نمی دانم چرا دائما دارد حجم کمک های جنسی خودش را افزایش می دهد، دو نماینده مجلس در حال دادن کمک های جنسی به برخی از مردم دستگیر و برای ادامه فعالیت آزاد شدند، یک فرمانده پلیس نیز به دلیل دادن خدمات بی شائبه جنسی به برخی بانوان دستگیر و با وثیقه آزاد شد و فعلا دنبال مکان مناسب می گردد، چند وقت قبل هم معاون دانشگاه زنجان به دلیل ارائه کمک های جنسی به عنف توسط دانشجویان فیلمبرداری و به جهانیان معرفی شد. واقعا فکر می کردیم که از توی موجودی به اسم احمدی نژاد چنین مواردی نازل شود؟ قبل: نماینده مجلس دستگیر می شد، چون مشکل سیاسی داشت. قبل: معاون دانشگاه اخراج می شد، چون نظری مخالف حکومت داشت. قبل: فرمانده پلیس زندانی می شد، چون مشکل مالی داشت. قبل: دانشجو اعتراض می کرد، برای اینکه جلوی تجاوز به حقوق مردم را بگیرد. قبل: پلیس دختران را دستگیر می کرد، تا جلوی رابطه جنسی آنها را بگیرد. قبل: ملت به دولت اعتراض می کردند، چون برنامه های مزخرفی از تلویزیون پخش می شد. قبل: پلیس مردم را کتک می زد، چون مردم می خواستند اوضاع را تغییر بدهند. قبل: روزنامه نگاران به رئیس جمهوراعتراض می کردند، چون همه حقیقت را نمی گفت. قبل: رهبر به دولت اعتراض می کرد، چون معتقد بود گرانی مردم را آزار می دهد. قبل: وزیر برکنار می شد، چون نمی خواست توی سر مردم بزند. نتیجه گیری اخلاقی: شما وقتی درها را ببندید ممکن است پشت درهای بسته هر اتفاقی بیفتد. |
||
|
|
|
|
|
داستان عجيبي است كه شيخ علي طنطاوي در يكي از كتابهاي خود آن را چنين نقل مي كند: وقتي وارد يكي از مساجد شهر حلب شدم، جواني را ديدم كه با خشوع و خضوع تمام نماز مي خواند، قبلا او را مي شناختم، با خود گفتم سبحان الله چه شده كه فاسد ترين جوانان، كسي كه بد مستي مي كرد و مشغول فحشا و انواع فساد بود و به علت اينكه پدر و مادرش را اذيت مي كرد او را از خانه بيرون رانده بودند، اكنون به مسجد آمده و با خلوص و ايمان نماز مي خواند؟! به او نزديك شدم گفتم: شما فلاني هستيد؟ گفت بلي، گفتم خدا را شكر گزارم كه به راه راست رهنمون شده اي بگو ببينم خداوند چگونه تو را هدايت فرمود؟ گفت: خداوند ما را به وسيله يك عالم ديني كه در محل تئاتر و رقص براي ما وعظ و سخنراني كرد، هدايت كرد. با تعجب گفتم: وعظ و سخنراني و هدايت در محل رقاصي؟! گفت: بلي... در محل رقاصي! ادامه داد: در محل ما مسجد كوچكي بود كه يك شيخ مسن امام جماعت آن بود، روزي اين شيخ رو به نمازگزاران مي كند و مي پرسد: مردم كجا هستند؟ چرا قشر جوان به مسجد نمي آيند و اصلا راه آن را نمي شناسند؟! نمازگزاران در جواب مي گويند كه آنان به محل هاي سرگرمي و رقاصي مي روند. شيخ مي گويد: محل سرگرمي و رقاصي يعني چه؟! يكي از نمازگزاران توضيح مي دهد، محل رقاصي سالن بزرگي است كه صحن بزرگي از چوب دارد و دخترهاي جوان نيمه عريان و يا كاملا لخت در آنجا مي رقصند و مردم هم روبروي صحن مي نشينند و رقاصه ها را تماشا مي كنند. شيخ مي پرسد: آيا كساني كه به تماشا مي نشينند مسلمان هستند؟ مي گويند بلي... شيخ لا حول و لا قوة الا بالله گويان مردم را تشويق مي كند كه با او به سالن رقص بروند و آنهايي را كه آنجا هستند، ارشاد كنند. مردم اعتراض مي كنند: اي شيخ مي خواهي در محل رقص آنان را وعظ و اندرز دهي؟ و برايشان سخنراني كني؟! مي گويد: بلي... هرچه سعي مي كنند تا او را از تصميمش منصرف سازند و ياد آور مي شوند كه ممكن است با توهين و استهزا و ناراحتي روبرو شود، روحاني قبول نمي كند و مي گويد: مگر ما از محمد مصطفي ـ صلي الله عليه و سلم ـ بهتر و محترمتر هستيم كه براي دين با آن همه توهين و استهزاء و ناراحتي روبرو شد؟! سرانجام شيخ بزرگوار از يكي از نمازگزاران مي خواهد محل رقص را به او نشان بدهد. وقتي به سالن رقص مي رسند، صاحب سالن از آنان مي پرسد كه چه مي خواهند! شيخ مي گويد: مي خواهم كساني را كه در سالن رقص هستند نصيحت كنم، مدير سالن تعجب مي كند و با حالت تمسخر به آنان خيره مي شود و اجازه نمي دهد كه داخل سالن شوند، ولي اين مرد خدا دست بردار نمي شود، و با خواهش و تمنا معادل درآمد يك روز سالن را به صاحب آن مي دهد و او را راضي مي كند. مدير سالن اجازه مي دهد روز بعد، بعد از تمام شدن رقص و نمايش بيايد و موعظه كند. آن جوان گفت: من آن روز به سالن رقص رفتم؛ يكي از دخترها به روي صحنه آمد، و شروع به رقصيدن كرد، وقتي رقصش تمام شد، پرده را كشيدند. پس از چند لحظه مجددا پرده ها از روي صحنه كنار كشيده شدند، ناگاه ديديم پيرمرد موقر و با شخصيتي بر صندلي نشسته و بر صحن نمايش ظاهر گرديد، اول بسم الله و الحمدالله و صلواة و سلام بر پيامبر ـ صلي الله عليه و سلم ـ خواند و سپس شروع به وعظ و نصيحت مردم كرد، مردم متحير و بهت زده بودند، ابتدا خيال كردند كه آن هم يك نمايش فكاهي است اما وقتي فهميدند كه حقيقتا با يك عالم ديني كه آنان را نصيحت مي كند و از كارهاي ناپسند بر حذرشان مي دارد روبرو هستند، شروع به توهين و استهزا كردند؛ با صداي بلند مي خنديدند ولي او اصلا توجه نمي كرد و به نصيحت و موعظه خود ادامه مي داد تا اينكه يكي از حاضران در سالن بلند شد و مردم را به آرامش و سكوت دعوت كرد و گفت: چند لحظه ساكت باشيد، ببينيم چه مي گويد. مردم آرام گرفتند و سكوت بر سالن حكمفرما شد، تا جايي كه غير از صداي شيخ صداي ديگري نمي آمد؛ چيزهايي گفت كه ما قبلا آنها را نشنيده بوديم، چند آيه از قرآن و چند حديث پيامبر را بيان نمود و توبه چند نفر را كه قبلا در انحراف بوده و بعد از توبه به مقامهاي عالي تقوا رسيده بودند نقل كرد و گفت: اي مردم شما روزهاي زيادي را پشت سر گذاشته ايد در حالي كه دامن خود را به فساد و گناه آلوده كرده ايد. آيا مي دانيد. آيا مي دانيد كه لذت گناهان شما با شما باقي نمانده است، ولي يكايك آنها چون خال سياه و نقطه ننگ و بدبختي در نامه عمل و پيشاني شما باقي است و در روز قيامت در پيشگاه عدالت الهي محاكمه مي شويد؟! بدانيد آن روز فرا مي رسد كه به جز خدا همه چيز از بين مي رود. اي مردم! آيا مي دانيد كه اين اعمال و رفتار، شما را به بدبختي مي كشاند؟! خوب مي دانيد كه در برابر آتش دنيا قدرت و تاب مقاومت نداريد در حالي كه آتش دنيا هفتاد برابر كم حرارت تر از آتش دوزخ است، پس چگونه مي توانيد در آتش دوزخ بمانيد و آن را تحمل كنيد؟! در رحمت خداوند به روي توبه كنندگان باز است. هرچه زودتر توبه كنيد و به سوي خدا بازگرديد، تا فرصتي باقي است خود را از عذاب جهنم نجات دهيد. مردم به گريه افتادند؛ شيخ از سالن خارج شده و تمام حاضرين نيز با او بيرون رفتند و همه در حضور آن شيخ توبه كردند و به سوي خدا بازگشتند، حتي صاحب سالن نيز توبه كرد و از گذشته خود پشيمان گرديد. به نقل از «بازگشتگان به راه خدا» تاليف: عبدالعزيز المسند ترجمه: ابوبكر حسن زاده |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
مي گم خوب شد بازي بكش بكش بازي نمي كنه و گرنه ... !
|
||
|
|
|
|
|
گويند: توماس اديسون در سنین پيري پس از كشف لامپ، به گروه مرفهين بيدرد پيوسته بود، اما به علت كم عقلي ويژه فرزانگان، بجاي خريدن ويلا و كارخانه و سفر به خارج، درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمايشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگي بود هزينه ميكرد... اين آزمايشگاه، بزرگترين عشق پيرمرد بود و هر روز اختراعي جديد در آن شكل ميگرفت. در همين اثنا، نيمههاي شب از اداره آتش نشاني به پسر اديسون اطلاع دادند كه آزمايشگاه پدرش در آتش ميسوزد و طبق معمول كاري از دست كسي بر نميآيد و تمام تلاش مأموان مصروف جلوگيري از گسترش آتش به ساير ساختمانهاست! آنها پسر را مأمور كردند كه موضوع را به نحو مقتضي به استحضار پيرمرد برساند. پسر با خود انديشيد كه احتمالاً پيرمرد با شنيدن اين خبر سكته ميكند. بنابراين، از بيدار كردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب ديد كه پيرمرد در مقابل ساختمان آزمايشگاه روي يك صندلي نشسته است و سوختن حاصل عمرش را نظاره ميكند! اديسون مذكور به محض اينكه پسر را ديد، با صداي بلند و سر شار از شادي گفت: پسر! تو اينجايي؟ ميبيني چقدر زيباست؟رنگ آميزي شعلهها را ميبيني؟!! حيرت آور است! كاش مادر مرحومت هم اينجا بود و اين منظره زيبا را ميديد! پسر، چند علامت سؤال و تعجب به متن خود افزود و جواب داد: پدر! تمام زندگيات دارد در آتش ميسوزد و تو از زيبايي رنگ شعلهها صحبت ميكني؟! اديسون با خونسردي خاصي كه قشر پردرآمد در آن تبحر دارند، گفت: پسرم! از دست من و تو كه كاري بر نميآيد. مأمورين هم كه طبق معمول همهء فيلمهاي اكشن آمريكايي دارند تمام تلاششان را مبذول ميفرمايند. بنابراين، در اين لحظه بهترين كار، لذت بردن از منظرهاي است كه ديگر تكرار نخواهد شد..! توماس اديسون سال بعد، با استفاده از همان درآمدهاي خداداد كه به رفتار او خونسردي خاصي ميبخشيد، آزمايشگاه جديدش را راه انداخت و همان سال يكي از بزرگترين اختراع بشريت يعني ضبط صدا (گرامافون) را تقديم جهانيان، بالاخص ملت شريف ايران نمود. ... نتيجه غير اخلاقي 1: اگر ميبينيد كه مملكت شما به باد فنا رفته است و از جاي جاي اين سرزمين بوهاي خاصي به مشام ميرسد، بهترين كار اين است كه بنشينيد و از زيباييها و عطرهاي موجود آن لذت ببريد. يقين بدانيد كه كاري از دست شما و بلكه همه بزرگان اين سرزمين بر نميآيد و فقط بايد منتظر ظهور آقا بود. ... نتيجه غير اخلاقي 2: همانطور كه قبلاً هم گفتهايم، اديسون و امثالهم نوكر ملت ايران بوده و هستند و اگر ما چيزي اختراع نميكنيم، به دليل آن است كه ديگران وظيفه دارند اين كار را به نيابت ما كفايت كنند. وظيفه ما، استفاده بهينه از اختراعات ديگران است كه در قضاياي اخير، همه شاهد زبردستي ما در اين مسئله بوده و هستند! |
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
روزی خواننده جوانی برای اجرای برنامه به شهری رفت که تقریبا تمام اهالی آن موسیقی دان بودند. همه جمع شدند که موسیقی این خواننده تازه رسیده را بشنوند. او یک مبتدی بود و فقط الفبای موسیقی را میدانست و معمولا به جاهایی سفر میکرد که مردمش هیچ چیز درباره موسیقی نمی دانستند، تا دانش ناقص اش بزرگ جلوه دهد. ولی در این شهر کارشناسان متبحری بود که موسیقی کلاسیک در خون آنها بود. روز اجرای برنامه، هنوز اولین آهنگش تمام نشده ببود که جمعیت فریاد زد: " دوباره! دوباره!" . به این ترتیب او هشت بار آوازش را تکرار کرد. دیگر حنجره اش گرفته بود و خسته شده بود. بالاخره گفت:" من عمیقا تحت تاثیر عشق شما قرار گرفته ام، ولی لطفا مرا ببخشید، دیگر بیشتر نه!! از نفس افتاده ام." آن وقت تماشاچیان یک صدا فریاد زدند: " مجبوری آنقدر بخوانی تا بتوانی درست بخوانی." در تمام مدت خواننده جوان فکر میکرد که فریادهای " دوباره!" در ستایش از او بوده است. ولی تماشاچیان موسیقی را می شناختند، آنها فریاد زدند: " اگر نفست هم بند آمد، مجبوری آنقدر بخوانی که بتوانی درست بخوانی!"
شما همواره به چرخه زندگی برگردانده می شوید. اما فکر نکنید چون خیلی مهم هستید این اتفاق می افتد، شما دوباره و دوباره به این دنیا می آیید!!!! |
||
|
|
|
|||||||
|
||||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
عدم توجه به علائم راهنمايي و رانندگي باعث مي شه كه اهالي طور ديگه اي اين علائم رو تفهيم كنند
|
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
روابط عمومی شرکت مخابرات ایران مدعی شد: ارسال SMS زياد باعث سوختن سيم كارت مي شود! سيم كارت ها نيز مانند كالاهاي مصرفي ديگر داراي تاريخ مصرف هستند كه سوختن آن به ندرت ناشي از اختلالات شبكه است.
دكتر زارعيان، مدير كل روابط عمومي شركت مادر تخصصي مخابرات ايران با بيان اين مطلب اظهار كرد: سوختن سيم كارت معمولا ناشي از ارسال پيامك زياد، افزايش حجم اطلاعات، وارد كردن پين كد اشتباه و مواردي از اين قبيل است. منبع : سایت شرکت مخابرات |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
اينجا ايران !
|
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
امروز ما پیش استاد اقتصادمون بودیم . استادمون فرمودند خیلی خوبه که قراره یارانه ها رو حذف کنن و تمام اجناس به قیمت جهانی عرضه بشه چون مردم عادت کردن به پول نفت ! و اینکه دولت همیشه جورشون رو بکشه!بعد ما به استادمون گفتیم: استاد!چطوری قیمت اجناس و کالاها رو به قیمت جهانی حساب می کنن ؟ ایشان هم یک فرمولی رو بیان فرمودند که با رعایت چند پارامتر می شه قیمت یک جنس یا کالا رو به قیمت جهانی چنجش کرد. بعد ما به استادمون گفتیم آیا حقوقی هم که مثلا ما یا پدرمون می گیره مشمول قیمت جهانی است ؟ استاد قاطعانه پاسخ دادند : با توجه به نوع شغل بله ! بعد ما به ایشون شغل پدرمون رو گفتیم و گفتیم که ماهی 500 هزار تومان حقوق می گیرن و اگه می شه حقوق ایشان را با توجه به شغل و حقوقش به قیمت جهانی محاسبه نمایید. استاد ما هم بعد از محاسبه فرمودند که حقوق پدر تو به قیمت جهانی می شه حدودا دو میلیون و ششصد هزار تومان !بعد از این محاسبه ما خیلی خوشحال شدیم و نزدیک بود بپریم تو بغل استادمون اما نشد ! و دوباره از استادمون پرسیدیم : یعنی حالا که یارانه ها رو حذف می کنن حقوق بابای ما هم می شه دو میلیون تومان (هر چند که ما به یک میلیون هم راضی بودیم)ایشان کمی تامل نمودند و فرمودند حالا بزار دولت همین یارانه های نقدی رو بده!هر چند ما فکر کردیم اگر همین حقوق ما را جهانی کنن ما را بس است و البته ما نگفتیم که ما هم مثلا با خرید پراید دو میلیون تومانی به قیمت هشت میلیون تومان چقدر داریم به دولت یارانه می پردازیم |
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
|
|
|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
رتبه ایران بین ۸۱ کشور که ضریب هوش آنها اندازه گیری شده است، ۵۶ است. عدد ۸۴ ضریب هوش ایران است. به قول دوست عزیزم هر که زحمت تهیه این جدول را از روی سایت Wikipedia کشیده اند، دلمون به باهوشی ایرانیها خوش بود که این هم درست از آب در نیامد. و بقول خودم که ما ایرانیها حقه بازهای خوبی هستیم نه انسانهای با هوش!!----بازم خودمونو گول می زنیم. باهوش ترین انسان تاریخ ویلیام جیمز سایدیس امریکایی در سال ۱۸۹۸ میلادی (۱۲۷۷شمسی به دنیا آمد او در یک سالگی نوشتن را یاد گرفت و در ۵ سالگی به ۵ زبان رایج دنیا تکلم میکرد و در ۱۱ سالگی استاد دانشگاه هاروارد بود او سر انجام در ۴۶ سالگی در سال ۱۹۴۴ میلادی درگذشت جالب توجه اینکه ضریب هوشی او ۲۵۰ بوده است با این توصیف که ضریب هوشی انسان معمولی بین ۸۵ تا ۱۱۵ است و ایم رقم در انسانهای نابغه بین ۱۵۵ تا ۲۰۰ قرار دارد برای مثال ضریب هوشی گالیله را ۱۸۰ تخمین میزنند و ضریب هوشی بیل گیتس بنیان گذار شرکت نرم افزاری مایکرو سافت ۱۶۰ است. |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
ما كه متوجهه اين عريضه نشديم
|
||
|
|
|
|
|
پدری فرزند خود را نصیحت می کرد که : جان پدر ! فراموش نکن مجردین در این عالم دو دسته اند ، دسته ای که مجردند و به دنبال همسر می گردند و دسته ای که مجردند و بی خیال ازدواج هستند و نیز بدان که متاهلین نیز دو دسته اند دسته ای که متاهلند و به دنبال ادامه زندگی مشترک هستند و دسته ای که متاهلند و به دنبال خلاصی از زندگی مشترک ! پسر گفت : ای پدر ! چیست فرق بین آن دو گروه مجردین و نیز آن دو گروه متاهلین ! پدر دوباره گفت : ای پسر ! اینقدر خنگ بازی در نیاور ! آن گروه از مجردین که به دنبال همسر هستند سالها در پی آن گمشده خویش بگردند و وی را نیابند و همچنان تا سالها مجرد بمانند ولی آنها که بی خیال ازدواج هستند خانواده شان به صورت ناجوانمردانه همسری بیخ ریش آنان ببندند! ولی بدان که بین دو گروه متاهلین هیچ فرق نباشد چرا که همه متاهلین اعم از زن و مرد هر روز صبح تا شب این شعر را زمزمه می کنند که : مرد آن است که در کشاکش دهر سنگ زیرین آسیاب باشد !!! |
||
|
|
|
|
|
چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف ، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت. این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند.کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می میرد.به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه ، چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند. در محل و ساعت موعود ، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده و ... دو دقیقه به ساعت ۱۱ مانده بود که « پوکی جانسون » نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات ( Life support system ) را از پریز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد ..!! |
||
|
|
|
|
|
اين تابلو رو احتمالا در كتاب آيين نامه نديد اينو من بهتون مي گم اين ميگه خطر پرش كوسه از دست انداز يعني ممكنه وقتي داريد از دست انداز رد ميشيد يه كوسه بپره تو ماشين
|
||
|
|
|
|
|
بالاخره به هدفش رسید و اسمش رو توی روزنامه زدن ولی نه به خاطر قبول شدنش در دانشگاه، فقط به خاطر این که خودکشی کرده بود... |
||
|
|
|
|
|
در درس هندسه قضیهای به اسم قضیه حمار وجود دارد که میگوید نزدیکترین فاصله بین دو نقطه یک خط راست است و به این خاطر به آن قضیه حمار ( خر ) می گویند چونکه اگر خری بخواهد از نقطه ای به مقداری آنطرف تر برود بطور مستقیم به آن سمت می رود حتی اگر در مسیر چاله و چوله و ... باشد. این تعریف به این صورت نیز بیان شده است : حاصل جمع طول دوضلع یک مثلث از طول ضلع سوم بیشتر است. اما قوانین حمار به همین خلاصه نمیشود. در ادامه قوانین حمار در سه مورد توضیح داده شده است(روی عکس کلیک کنید تا سایز بزرگتر را ببینید) قانون اول: هرگاه خری در یک کنج مثلث و منبع غذا در کنج دیگری باشد، خر مورد نظر همیشه مسیری را طی میکند که از یک ضلع مثلث میگذرد. قانون دوم: هرگاه خری در فاصلهی مساوی بین دو منبع غذایی قرار گرفته باشد. آنقدر بین انتخاب نزدیکترین منبع تردید میکند و به سمت هیچکدام نمیرود تا از گرسنگی بمیرد! قانون سوم: هرگاه در مسیری دو خر از روبرو (شاخ به شاخ) به یکدیگر برسند، و مسیر به قدری تنگ باشد که این دو باید کمی از وسط جاده کنار رفته، به دیگری راه بدهند تا بتوانند رد شوند، هیچکدام از خرها از جای خود تکان نمیخورند. (در زندگی عادی خودمان مثلا دو ماشین از روبرو به هم راه نمی دهند و ...) نتیجهگیریهای بالا را میشه به خیلی از مسائل مثلا سیاست خارجی، داخلی، اقتصادی، فرهنگی، مذهبی و … بسط داد. به امید روزی که همه درست رفتار کنند! |
||
|
|
|
|
|
اصطلاح ok که گاهی درزبان فارسی هم بکار می رود داستان جالبی دارد:
دریک انبار کالا در امریکا ، کارگر بی سوادی به کار مشغول بود.او وظیفه داشت تعداد کالای مورد نظر هر گونی را شمارش کرده و در صورت صحیح بودن میزان آن ، روی گونی بنویسد All Correct به معنای " صحیح است" ، چون این کارگر بی سواد بود و طرز نوشتن این کلمه را بلد نبود و فقط تا حدودی حروف را می شناخت ، با استفاده از صدای اول کلمه ها علامتی روی گونی ها می گذاشت. به این صورت که به جای All ، ازحرف O و به جای کلمه Correct ، از حرف K استفاده می کرد و لذا به جای اصطلاح All Correct روی گونی ها می نوشت OK و جالب اینکه هر دو این حروف با حرف اول کلمه اصلی تفاوت داشت و وقتی کارفرمایش از او پرسیده بود این حروف چیست وی در پاسخ گفته بود به اختصار نوشته است All Correct . از آن به بعد استفاده از کلمه OK در آن انبار رسم شد و سپس به تدریج در دنیا همه گیر شد و امروزه مردم سراسر دنیا از آن به عنوان یک کلمه کلیدی در محاورات استفاده می کنند. |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
![]() |
||
|
|
|
|
|
اينم روشي براي خنك كردن نوشيدني در روزهاي گرم تابستان
|
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
|
|
|
|
اينم از پوستر آقاي احمدي نژاد براي دوستاتداران و هواداران
|
||
|
|
|
|
|
انسان براي فلج كردن قواي دفاعي خود وسايل مختلفي اختراع كرده است . |
||
|
|
|
|
|
لقمان حکیم به فرزندش مى گفت : فرزندم ! پیش از تو مردم براى فرزندانشان اموالى گرد آوردند. ولى نه ، اموال ماند و نه فرزندان آنها و تو بنده مزدورى هستى . دستور داده اند کار بکنى و مزد بگیرى ! بنابراین کارت را به خوبى انجام بده و اجرت بگیر! در این دنیا مانند گوسفند مباش که میان سبزه زار مشغول چریدن است تا فربه شود و زمان مرگش هنگام فربهى اوست . بلکه دنیا را مانند پل روى نهرى حساب کن که از آن گذشته و آن را ترک مى کنى که دیگر به سوى آن برنمى گردى ... بدان چون فرداى قیامت در برابر خداوند توانا بایستى از چهار چیز سوال مى شود: 1. جوانیت را در چه راهى از بین بردى ؟ 2. عمرت را در چه راهى نابود نمودى ؟ 3. مالت را از چه راهى به دست آوردى ؟ 4. در چه راهى خرج کردى ؟ فرزندم ! آماده آن مرحله باش و خود را براى پاسخگویى آماده کن. |
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
|
|
|
|
شكل زير 12 سال قبل بر روي محصولات مزرعه اي در Wiltshire انگلستان مشاهده شد. اين تصوير در آن سال بسيار مشهور شد . و مدتي بعد شكل هاي مشابه در جاهاي ديگري از ايرلند گرفته تا استراليا مشاهده شد .
آن زمان عده اي شايع كردند كه اين شكل ها توسط موجودات فضايي كه به زمين سفر كرده اند ترسيم شده اند. برخي نيز به شدت با اين فرضيه برخورد كردند و آن را ترسيم شده توسط انسان هاي زميني مي دانستند. اين اشكال به قدري مشهور شدند كه در سال 2002 فيلمي بر اساس آنها با نام Sings بازي مل گيبسون ساخته شد. به هر حال اين اشكال به نحو زيبايي ده رقم ابتدايي عدد مشهور پي را نشان مي دهد. اگر از دوران تحصيل به خاطرتان مانده باشد عدد پي برابر 3.141592654… بود كه به طور خلاصه آن را 3.14 در نظر مي گرفتيم.
همانطور كه در اين شكل ديده مي شود اين شكل متشكل از مستطيل هاي گردي متحدالمركز است . كه به ده قسمت مساوي تقسيم شده است. اگر مركز اين دايره در جهت حركت عقربه هاي ساعت حركت كنيم اولين عددي كه از تعداد بخش هايي كه نيم دايره مستطيل شكل نخست اشغال كرده است (بخشي كه با رنگ قرمز مشخص شده است) به عدد 3 كه اولين رقم در عدد پي است مي رسيم . نيم دايره بعدي (مشخص شده با رنگ سبز) تنها يك بخش را اشغال كرده است . نيم دايره بعدي (مشخص شده با رنگ بنفش) 4 بخش را اشغال كرده است. همينطور ادامه پيدا مي كنند 1(نارنجي) 5 (آبي) 9 (زرد) و...... |
||
|
|
|
|
|
مقامات شهري در آمريکا در راستاي حفظ اخلاق اجتماعي، براي کساني که لباس زيرشان نمايان است جريمه نقدي در نظر گرفتند!! پیشتر ایران، عربستان و امارات متحده گشتهای مشابهی تحت عنوان امنیت اجتماعی به راه انداخته بودند به گزارش سايت خبري "سوانتزيش مينوته" آلمان، مقامات شهري در شيکاگوي آمريکا براي اجبار مردم به حفظ موارد اخلاقي و رعايت عرف جامعه قانون جديدي را تصويب کردند. بر اساس اين قانون از اين پس شهروندان شهر "لينوود" ايالت شيکاگو براي بيرون بودن لباس زير خود جريمه مي شوند. در مصوبه جديد شوراي اين شهر آمده است هيچ کسي حق ندارد به گونه اي لباس بپوشد که پوشش زيرش نمايان باشد. تصویب کنندگان این قانون، امنیت اخلاقی در جامعه آمریکا را علت تصویب آن عنوان کرده اند. طبق اين قانون پليس اين شهر متخلفاني را که بيش از 7 سانتيمتر از لباس زيرشان در معرض ديد باشد، 25 دلار جريمه خواهد کرد. در همين حال "اوژن ويليامز" شهردار اين شهر با تقدير از تصويب چنين قانوني گفت مردم از اين پس کمتر با ديدن مرداني در خيابان که بخشي از لباس زيرشان نمايان است، متعجب مي شوند. اين در حالي است که "اتحاديه حقوق شهروندي" آمريکا با انتقاد از اين قانون اعلام کرده است: با اجراي اين قانون شهروندان سياهپوست بيشتر از ديگران مورد مجازات قرار مي گيرند زيرا هم اکنون داشتن شلوارهاي آويزان در بين سياهپوستان مد شده است. به گفته اين اتحاديه جوانان اين شهر با اين اقدام احساس محدوديت در آزادي هاي خود خواهند کرد. یکی دیگر از معترضان که یک ایرانی مقیم ایالت شیکاگو هست در گفتگو با شهروند چنین میگوید: ما از ایران فرار کرده ایم تا با خیال راحت در یک کشور آزاد زندگی کنیم واین قانون مضحک، باعث میشود که من و تمام اعضای خانواده و فامیل و اکثر ایرانی هایی که میشناسم، هر روز جریمه بدهند. این قوانین نشانه ظهور طالبان در آمریکاست و ما شدیدا به تصویب آن معترضیم. اگر امروز مردم شیکاگو این قانون را تحمل کنند فردا در لس آنجلس و نیویورک هم اینجور قوانین تصویب خواهد شد و این به معنای مرگ دموکراسی است منبع : سايت خبري "سوانتزيش مينوته" آلمان |
||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده می کرد. |
||
|
|
|
|
|
1. اين بستگى دارد به ...... يعنى: جواب سوال شما را نمى دانم! 2. نحوه عمل دستگاه بسيار جالب است. يعنى: دستگاه كار مى كند و اين براى ما تعجب انگيز است! 3. اين موضوع پس از روزها تحقيق و بررسى فهميده شد. يعنى: اين موضوع را بطور تصادفى فهميدم! 4. كاملا انجام شده يعنى: راجع به 10 درصد كار تنها برنامه ريزى شده ! 5. ما تصحيحاتى روى سيستم انجام داديم تا آن را ارتقا دهيم. يعنى: تمام طراحى ما اشتباه بوده و ما از اول شروع كرده ايم! 6. پروژه بدليل بعضى مشكلات ديده نشده، كمى از برنامه ريزى عقب است. يعنى: تاكنون روى پروژه ديگرى كار مى كرديم! 7. ما پيشگويى مى كنيم..... يعنى: 90 درصد احتمال خطا مى رود! 8. اين موضوع در مدارك علمى تعريف نشده. يعنى: تاكنون كسى از اعضا تيم پروژه به اين موضوع فكر نكرده است! 9. پروژه طورى طراحى شده كه كاملا سيستم بدون نقص كار مى كند. يعنى: هرگونه مشكلات بعدى ناشى از عملكرد غلط اپراتورها ست! 10. تمام انتخاب اوليه به كنار گذاشته شد. يعنى: تنها فردى كه اين موضوع را مى فهميد از تيم خارج شده است! 11. كل كوشش ما براى اينست كه مشترى راضى شود. يعنى: ما آنقدر از زمان بندى عقبيم كه هر چه كه به مشترى بدهيم راضى مى شود! 12. تحويل پروژه براى فصل آخر سال آينده پيش بينى شده است. يعنى: كه تا آن زمان ما مى توانيم مقصر تاخير در اجراى پروژه را كسى از ميان تيم كارفرما پيدا كنيم! 13. روى چند انتخاب بطور همزمان در حال كار هستيم. يعنى: هنوز تصميم نگرفته ايم چه كنيم! 14. تا چند دقيقه ديگر به اين موضوع مى رسيم. يعنى: فراموشش كنيد، الان به اندازه كافى مشكل داريم! 15. حالا ما آماده ايم صحبتهاى شما را بشنويم. يعنى: شما هر چه مى خواهيد صحبت كنيد كه البته تاثيرى در كارى كه ما انجام خواهيم داد ندارد! 16. بعلت اهميت تئورى و عملى اين موضوع...... يعنى: بعلت علاقه من به اين موضوع! 17. سه نمونه جهت مطالعه شما انتخاب شده و آورده شده اند. يعنى: طبيعتا بقيه نمونه ها واجد مشخصاتى كه شما بايد بعد از مطالعه به آن برسيد، نبوده اند! 18. بقيه نتايج در گزارش بعدى ارائه مى شود. يعنى: بقيه نتايج را تا فشار نياوريد نخواهيم داد! 19. ثابت شده كه .... يعنى: من فكر مى كنم كه .....! 20. اين صحبت شما تا اندازه اى صحيح است. يعنى:از نظر من صحبت شما مطلقا غلط است! 21. در اين مورد طبق استاندارد عمل خواهيم كرد. يعنى: ازجزئيات كار اصلا اطلاع نداريد! |
||