تبليغاتX
!!!!!این نه منم!!!!!
این نه منم!!!!!
رئيس جمهور اعلام كرد كه "شخصا" در مورد مساله گراني مسكن وارد مي شود. 

از دفترچه خاطرات يك رئيس جمهور:
امروز ساعت 5 صبح از خواب بلند شدم. بعد از نماز و ورزش و صبحانه و دعا براي نابودي مافيا، وزير مسكن را احضار كردم. بيست دقيقه بعد در حاليكه هنوز خميازه مي كشيد در دفتر حاضر شد. سلام و عرض ارادت كرد. شخصا به او دستور دادم كه مسكن را ارزان كند. هاج و واج من را نگاه كرد و بعد پرسيد چطوري؟ گفتم من اين حرفها حاليم نيست، يا تا پس فردا مسكن را ارزان مي كني يا مي فرستمت وردست وزراي اخراجي قبلي. خيلي گريه و زاري كرد كه زن و بچه دارد و اگر بيكار شود شرمنده آنها مي شود. دلم سوخت. گفتم بچه هاي دفتر بيايند ببرند يك آبي به دست و صورتش بزنند تا بعدا تكليفش را روشن كنم. 

بعد گفتم وزير اقتصاد بيايد. دو سه دقيقه اي حاضر شد. فكر كنم ناقلا همان اطراف پرسه مي زند كه اينقدر زود به خدمت مي رسد. دوتا ساك نقل و نبات و باقلوا و خرما و گز و كلوچه و قاووت و اين چيزها آورده بود. شخصا عصباني شدم و گفتم اينها چيست؟ ترسان و لرزان گفت سوغاتي است. گفتم اگر اينطور است اشكالي ندارد، بدهد به بچه هاي دفتر. بعد گفتم برود مسكن را ارزان كند. فوري اطاعت كرد اما گفت تازه وارد است و هنوز به چم و خم وزارت آشنا نيست، اگر اشكالي ندارد يه مدتي بهش فرصت بدهم. گفتم چقدر؟ گفت دوسال. آنچنان عصباني شدم كه خودش از پنجره پريد بيرون! 

به بچه هاي دفتر گفتم وزير بازرگاني را احضار كنند. گفتند اتفاقا همينجا بست نشسته است. معلوم شد از ترس مجلس به ما پناه آورده! خوشم آمد. گريه كنان آمد تو كه تورا به خدا نگذاريد من را استيضاح كنند. شخصا گفتم نترس در اماني. گل از گلش شكفت. خيلي اظهار ارادت كرد و گفت تا آخر عمر هركاري كه از دستش بربيايد برايم مي كند. گفتم وظيفه ات همينه! حالا برو مسكن را ارزان كن. گفت چشم الساعه! بعد همانجا با موبايلش زنگ زد به رئيس گمرك و گفت تعرفه واردات مسكن را صفر كند!

گفتم آهاي چكار مي كني؟ گفت: جسارتا مثل گوشي موبايل كه طبق دستورتان اول با افزايش تعرفه واردات گران كرديم و بعد با كاهش تعرفه واردات ارزانش كرديم، مسكن را هم ارزان كرديم! 

ديدم بنده خدا توي باغ نيست. مرخصش كردم كه برود. بعد گفتم كه بگويند وزير اطلاعات بيايد. آمد. شخصا به او گفتم زود مسكن را ارزان كن. گفت تا كي؟ گفتم تا فردا. گفت چشم. همين امشب يك مصاحبه تلويزيوني مي كنم و مي گويم كه مافيا در قضيه گراني مسكن دست دارند و به زودي آنها را افشا مي كنيم. گفتم خب بعدش چي؟ گفت هيچي ديگر. كار ديگري كه از ما برنمي آيد. گفتم من روزي ده بار اين ماجراي مافيا را مي گويم، اگر فايده داشت كه تاحالا نشان داده بود. يك فكر جديدي بكن. فكر كرد و با خوشحالي گفت: مي خواهيد به جاي مافيا بگوييم گانگسترها پشت پرده گراني مسكن اند؟!
خواهش كردم برود! رفت. 

بعد گفتم وزير كشور را احضار كنند. گفتند گفته كار دارم. گفتم بگوييد من كارش دارم. گفتند گفته هر كي با من كار دارد بيايد خيابان فاطمي. خيلي عصباني شدم و شخصا با بچه هاي دفتر يك جلسه سه ساعته براي اتخاذ تاكتيك مناسب در مقابل معضل وزير كشور گذاشتيم.

بعد از ظهر براي مبارزه با گراني مسكن، شخصا وارد شدم. از بنگاه مسكن سركوچه مان شروع كردم و گفتم مسكن را ارزان كند. بنده خدا از ديدن من زبانش بند آمده بود. خيلي ذوق زده بود و بعد از انداختن چند عكس و توصيه براي اشتغال چند تا از فاميل هايش، با خجالت و حجب و حياي فراوان گفت كه كاره اي نيست و مجبور است هر ملكي را به همان قيمتي كه فروشنده تعيين مي كند بفروشد. فكر كنم راست مي گفت. حيف شد. از فردا مجبورم شخصا به در خانه ها بروم و از مالكين آنها بخواهم كه مسكن هايشان را ارزان كنند. 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 اردیبهشت1387ساعت 7:58 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

 

لوگوی گوگل نوروز 85

لوگوی والنتاین گوگل

محبوب‌ترین لوگوهای رسمی گوگل تا به امروز معرفی شد: لوگوی عید نوروز سال 1385 در راس آنها قرار دارد

وب‌سایت لوگوهای گوگل سه لوگویی را که بیش از همه محبوب بوده‌اند، معرفی کرده است:

بپس از لوگوی مربوط به عید نوروز 1385 (21 مارس 2006)، رتبه‌های دوم و سوم به لوگوی مربوط به روز والنتاین (20 آوریل) سال 2005، و روز تولد خوآن میرو، نقاش اسپانیایی، (20 آوریل) در سال 2006 اختصاص دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 اردیبهشت1387ساعت 7:29 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 اردیبهشت1387ساعت 9:23 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

 

تصور كنيد كه بتوانيم سن زمين را كه غير قابل تصور است ، فشرده كنيم و هر صد ميليون سال آن را يك سال در نظر بگيريم !

در اينصورت  كره زمين مانند فردي 46 ساله خواهد بود!

هيچ اطلاعي در مورد هفت سال اول اين فرد وجود ندارد و در باره ي سالهاي مياني زندگي او نيز اطلاعات كم و بيش پراكنده اي داريم !

اما اين را ميدانيم كه در سن 42 سالگي ، گياهان و جنگلها پديدار شده و شروع به رشد و نمو كرده اند.اثري از دايناسورها و خزندگان عظيم الجثه تا همين يكسال پيش نبود ! يعني زمين آنها را در سن 45 سالگي به چشم خود ديد  و تقريبا 8 ماه پيش پستانداران را به دنيا آورد .

در اوايل هفته ي پيش ميمون هاي آدم نما به آدمهاي ميمون نما تبديل شدند! و آخر هفته گذشته دوران يخ سراسر زمين را فرا گرفت .

انسان جديد فقط حدود 4 ساعت روي زمين بوده و طي همين يك ساعت گذشته كشاورزي را كشف كرده است !!!

بيش از يك دقيقه از عمر انقلاب صنعتي نمي گذرد و...

حال ببينيد انسان در اين يك دقيقه چه بلائي بر سر اين بيچاره ي 46 ساله آورده است !!!

او طي 40 دقيقه ي بيولوژيكي از اين بهشت يك آشغالداني كامل ساخته است .

او خودش را به نسبتهاي سرسام آوري زياد كرده ، و نسل 500 خانواده از جانداران را منقرض كرده است!سوختهاي اين سياره را مال

خود كرده و همه را به يغما برده است!

و الان مثل كودكي معصوم و بي تقصير! ايستاده و به اين حمله ي برق آسا نگاه مي كند!!!!!!!!!!!!

(به همت: دكتر شهرام علا)

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 اردیبهشت1387ساعت 5:15 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

  چاپ ارسال به دوست

مصاحبه اي در شبكه سي ان بي سي با آقاي وارنر بافيت، دومين مرد ثروتمند دنيا كه مبلغ 31 بيليون دلار به موسسه خيريه بخشيده بود.

 



 

در اينجا برخي از جلوه هاي جالب زندگي وي بيان شده:

1- او اولين سهامش را در 11 سالگي خريد و هم اكنون از اينكه دير شروع كرده ابراز پشيماني مي نمايد!

2- او از درآمد مربوط به شغل توزيع روزنامه ها، يك مزرعه كوچك در سن 14 سالگي خريد.

3- او هنوز در همان خانه كوچك 3 اتاق خوابه واقع در مركز شهر اوماها زندگي مي كند كه 50 سال قبل پس از ازدواج آنرا خريد. او مي گويد هر آنچه كه نيازمند آن مي باشد، درآن خانه وجود دارد. خانه اش فاقد هرگونه ديوار يا حصاري مي باشد.

4- او همواره خودش اتومبيل شخصي خود را مي راند و هيچ راننده يا محافظ شخصي ندارد.

5- او هرگز بوسيله جت شخصي سفر نمي كند هرچند كه مالك بزرگترين شركت جت شخصي دنيا مي باشد.

6- شركت وي به نام بركشاير هات وي، مشتمل بر 63 شركت مي باشد. او هرساله تنها يك نامه به مديران اجرائي اين شركتها مي نويسد و اهداف آن سال را به ايشان ابلاغ مي نمايد.

 

او هرگز جلسات يا مكالمات تلفني را بر مبناي يك شيوه قاعده مند برگزار نمي نمايد. او به مديران اجرائي خود 2 اصل آموخته است:

اصل اول: هرگز ذره اي از پول سهامداران خود را هدر ندهيد.

اصل دوم: اصل اول را فراموش نكنيد.

7- او به كارهاي اجتماعي شلوغ تمايلي ندارد. سرگرمي او پس از بازگشتن به منزل، درست كردن مقداري ذرت بوداده (پاپكورن) و تماشاي تلويزيون مي باشد.

8- تنها 5 سال پيش بود كه بيل گيتس، ثروتمندترين مرد دنيا، او را براي اولين بار ملاقات نمود. بيل گيتس فكر نمي كرد وجه مشتركي با وارنر بافيت داشته باشد. به همين دليل او ملاقاتش را تنها براي نيم ساعت برنامه ريزي نموده بود. اما هنگامي كه بيل گيتس او را ملاقات نمود، ملاقات آنها به مدت 10 ساعت به طول انجاميد و بيل گيتس يكي از شيفتگان وارنر بافيت شده بود.

 

 

9- وارنر بافيت نه با خودش تلفن همراه حمل مي كند و نه كامپيوتري بر روي ميزكارش دارد. توصيه اش به جوانان اينست كه: از كارتهاي اعتباري دوري نموده و به خود متكي بوده و بخاطر داشته باشند كه:

الف) پول انسان را نمي سازد، بلكه انسان است كه پول را ساخته.

ب) تا حد امكان ساده زندگي كنيد.

ج) آنچه دیگران می گویند انجام ندهید، وفقط به آنها گوش کنید. تنها کاری را انجام دهید که از انجام آن احساس خوبی دارید

د) بدنبال ماركهاي معروف نباشد. آن چيزهائي را بپوشيد كه به شما احساس راحتي دست ميدهد.

 ه) پول خود را بخاطر چيزهاي غير ضروري هدر ندهيد. تنها بخاطر چيزهائي خرج كنيد كه واقعا به آنها نياز داريد.

و) نكته آخر اينكه، اين زندگي شماست. چرا به ديگران اين فرصت را مي دهيد كه براي زندگيتان تعيين تكليف

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 اردیبهشت1387ساعت 5:5 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

 

یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود:

آآ«دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنیم.آآ» 

در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مى‌شدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آن‌ها در اداره مى‌شده که بوده است.
این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد مى‌شد هیجان هم بالا مى‌رفت. همه پیش خود فکر مى‌کردند: آآ«این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!آآ»
کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مى‌رفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مى‌کردند ناگهان خشکشان مى‌زد و زبانشان بند مى‌آمد.
آینه‌اى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مى‌کرد، تصویر خود را مى‌دید. نوشته‌اى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود:
آآ«تنها یک نفر وجود دارد که مى‌تواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جزء خود شما. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید زندگى‌تان را متحوّل کنید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید بر روى شادى‌ها، تصورات و موفقیت‌هایتان اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید به خودتان کمک کنید.
زندگى شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدین‌تان، شریک زندگى‌تان یا محل کارتان تغییر مى‌کند، دستخوش تغییر نمى‌شود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مى‌کند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مى‌باشید.
مهم‌ترین رابطه‌اى که در زندگى مى‌توانید داشته باشید، رابطه با خودتان است
.
خودتان را امتحان کنید. مواظب خودتان باشید. از مشکلات، غیرممکن‌ها و چیزهاى از دست داده نهراسید. خودتان و واقعیت‌هاى زندگى خودتان را بسازید.
دنیا مثل آینه است. انعکاس افکارى که فرد قویاً به آن‌ها اعتقاد دارد را به او باز مى‌گرداند. تفاوت‌ها در روش نگاه کردن به زندگى است.آآ»

+ نوشته شده در  شنبه 28 اردیبهشت1387ساعت 6:2 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

 

+ نوشته شده در  جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت 11:4 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

 

کار هنری با کتاب

+ نوشته شده در  جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت 11:3 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

غذاهایی كه فعالیت مغز انسان را كم میكند:

1- لبنیات

2- ترشیجات سركه (غذای اسیدی نخورید)

3- میوه جات ترش و كال

4- گوشت گاو

 5- چای

 6- آب یخ

7- سیب زمینی و عدس زیاد خوردن

 8- مرغ و تخم مرغ ماشینی

 9- غذاهای ساندویچی ( سوسیس - كالباس - پیتزا- همبرگر)

10 الكل.

 

 

غذاهایی كه فعالیت مغز انسان را زیاد می كند:

1- غذای مغز گلوكز خالص است (صبح یك لیوان شربت عسل میل كنید با لیموترش تازه)
2- مغز بادام خام (بهترین حالت برای مصرف آن بصورت شیر بادام است) ( 50 گرم مغز بادام + 3 قاشق عسل+ 3 لیوان آب) در مخلوط كن ریخته آرام میل كنید.
3- پروتئین های گیاهی (حبوبات مثل نخود و لوبیا سرشار از پروتئین هستند)
4- قندهای طبیعی (عسل - توت - خرما- كشمش)
5- روغن های گیاهی (زیتون - آفتابگردان - ذرت)
6- انجیر و خشكبار
7- سبزیجات تازه (كاهو - كلم - تره - ریحان - ترخون - نعنا- پیازچه - و......)
8- غلات جوانه زده ( چه بصورت تازه چه بصورت پودر استفاده كنید)
جوانه زدن آنزیم گیاه را چند برابر می كند . علت اصلی پیری ناتوانی در تولید آنزیم است. مصرف جوانه ها مانع روند پیری است، و در صورت استفاده روزانه از آن جوان و سالم می مانید.
9- درست غذا خوردن ( خوب جویدن - آهسته خوردن - كم خوردن - سر وقت خوردن)
10- آجیل های خام (بادام - فندق - پسته - گردو) هم 20 نوع پروتئین مورد نیاز بدن  در این چهار مغز گیاهی وجود دارد. بهترین حالت جذب این است كه بصورت شیر چهار مغز مصرف شود (50 گرم چهار مغز + 3 قاشق عسل + 3 لیوان آب) در مخلوط ریخته و به آرامی میل كنید.
11- در فضاهایی كه اكسیژن زیاد دارد زیاد تنفس كنید (نفس عمیق بكشید)
12- پیاز خام (گوگرد دارد و مانع از سكته قلبی و مغزی است)
                                                                                                            

طب قرآنی - مهندس خدادادی

+ نوشته شده در  جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت 3:8 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

 

یادمه کوچک که بودم وقتی دولت شماره کوپن برنج را اعلام میکرد

شاهد نق و نق زدن اطرافیان بودم که : بازم دارن برنج پاکستانی به خوردمون میدن!

یادمه اون موقع ها کسی اصلا برنج پاکستانی نمیخورد و مایی آبرو ریزی میدونستند

اما حالا شاهد این جملات هستم : برنج شده کیلویی ۳۰۰۰ تومن ( اون هم برنج پاکستانی و در مورد برنج ایرانی مرغوب که اصلا نمیشه حرفی زد! )

به هرحال یادم میاد یه بابایی موقع تحویل سال ۱۳۸۷ از  تحولات اقتصادی در امسال صحبت کرد و فکر میکنم این گران شدن برنج یکی از همون تحولات باشه!

( چرا فحش میدین اون بابا نگفت که تحولات مثبت خواهد بود ! .... گفت؟؟؟ )

+ نوشته شده در  جمعه 27 اردیبهشت1387ساعت 3:7 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

 
وقتی یک سگ به اینترنت بدون فیلتر دسترسی پیدا می کنه!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 اردیبهشت1387ساعت 8:46 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

اينم يه تبليغ از تيغ ژيلت !‌

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 اردیبهشت1387ساعت 8:39 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 اردیبهشت1387ساعت 7:48 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

یه لامپ جالب
+ نوشته شده در  سه شنبه 24 اردیبهشت1387ساعت 7:47 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

پس در ایام گذشته مغولان به سرزمنی حمله کردند و آنجا را محاصره نمودند . مدت محاصره طولانی گشت و آذوقه غذایی مردم در حال اتمام بود و چیزی نماند تا بخورند چنانکه بسیاری از مردم از پیر و جوان و مرد و زن طاقت از دست بدادند و در آستانه هلاک قرار گرفتند آنچنانکه برای زنده ماندن به خوردن علف مشغول شدند روزی مردم به شکایت دسته جمعی نزد حاکم رفتند و از وی خواستند که درهای قلعه را باز نماید چرا که اگر تمام آنها از دم تیغ مغولان بگذرند بهتر است تا اینگونه تحمل سختی چرا که دیگر توانی برای آنها نیست . پس حاکم که مرد روشن بینی بود گفت ای مردم سختی شما بسیار است اما آیا می دانید در آینده در سرزمینی همین اطراف مردمی زندگی خواهند کرد که به استقامت چون فولاد و کوه و حتی فراتر از آنها خواهند بود .بدانید که اگر شما چند روز در محاصره اید آنها مردمی هستند که سالها در محاصره زندگی خواهند کرد . در آن سرزمین قیمت اجناس هر روز افزایش می یابد چنانکه کاسب خرید امروزش را فردا ضرر خواهد داد.امروز جوان شما با چند سکه سیمی ازدواج خود را ترتیب می دهد اما در آن زمان یک جوان با صدها بلکه هزاران سکه طلا نتواند زندگی خود بچرخاند! ای مردم شما در این سرزمین خانه های فراخ دارید که به قیمت ناچیز خریده اید اما مردم آن سرزمین در آینده برای خرید یک منزل به قاعده آلونک اگر تمام عمر خود کار کنند هنوز نتوانند آن را بخرند . در آنجا روزی گوشت گران می شود و آنقدر گران می شود تا دیگر کسی نتواندبخرد و بخورد سپس نوبت مرغ شود و بعد تخم مرغ آنگاه نوبت گوجه فرنگی رسد و هنوز مردم به خود نجنبیده اند نوبت برنج و شیر و روغن و سپس نان و آب و برق و گاز (این برق و گاز را مردم آن زمان نفهمیدند) و این روند همچنان ادامه یابد و مردم آنجا همچنان ثابت قدم بمانند!!! پس وقتی صحبتهای حاکم تمام شد مردم آن سرزمین از آنچه شرحش گذشت بسیار متاثر شدند و گریه ها ونعره ها به خاطر آن قومی که حاکم گفت زدند و مقاومتشان آنقدر زیاد شد که چند ماه دیگر دوام آوردند تا مغولان از آنها گذشتند و با آنها صلح نمودند .
+ نوشته شده در  سه شنبه 24 اردیبهشت1387ساعت 0:25 AM  توسط این نه منم!!!!!  | 

واقعا نشون ميده اين خونه يه كدبانوي نمونه توش زندگي مي كنه يا اصلا كدبانويي وجود نداره  احتمالا دوران مجردي داره طي ميشه

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 اردیبهشت1387ساعت 0:21 AM  توسط این نه منم!!!!!  | 

 

آدمك تنها ، بر سر مزرعه اي بنشسته
مزرعه خالي است از سبزي و آب
آدمك بي كار است
مي نشينم پيشش

آدمك مي پرسد
"تو مگر مي داني چه شده كه چنين گشته ده كوچك ما"

من به او مي گويم

آدمك برق صداقت ديگر در چشمان كسي پيدا نيست
تو اگر ديدي ، شك كن
شايد آن تابش خورشيد بود

آدمك مردم آبادي ما نان ندارند كه در آب روان خيس كنند و درخت گردو خشكيده
نان و گردو و پنير قيمت جان من و ما شده است

آدمك مزرعه ات را بنگر
هيچ چيز در آن نيست
همه را دزديدند
مردم ما همه مي دزدند از يكديگر
گاه يك دانه نان
گاه يك دانه قلب
گاه جان از هم مي گيرند به زور

آدمك در خوابي
چشم بگشا و ببين
كه اگر شانس شود يار تو در اين دنيا
تو شوي خان ، شايد خانزاده
و دگر هيچ كسي به دو دستان دراز تو نخواهد خنديد
و اگر نه تو فقط آدمك جاليزي
و دگر حتي آن بچه كلاغ از نگاه تو نخواهد ترسيد
و نشيند بر دستان درازت و سرت را كند او تكه و پاره بد بخت

آدمك اينجا مردم گوشهاشان كر گشته و دو چشماشان كور
هيچ كس نشنود اندوه كسي را ديگر

آدمك ، مردم آبادي ما
اگر از جنس بزرگان گردند ، نانشان در روغن خواهد بود
و اگر نه شايد همه مجبور شوند كه تو را بيرون انداخته
و خودشان آدمكي بر سر جاليز شوند
و هر از چند دو دستاشان را رو به بالا ببرند
تا كه شايد دو كلاغي بپرند

آدمك اينجا هيچ ، بر سر جاي خودش نيست دگر
شب همه بيدارند و همه غم دارند
و اگر خواب به چشم آنها باز آيد ، خوابشان كابوس است

آدمك نيم نگاهي به نگاهم انداخت
ليك لبخند زدم

آدمك گفت برو
و پس از رفتن من ، آن كلاغ كوچك هر دو چشمش را كند

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 اردیبهشت1387ساعت 0:13 AM  توسط این نه منم!!!!!  | 

+ نوشته شده در  شنبه 21 اردیبهشت1387ساعت 4:35 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

وقتی آدم برفی تنها میشه
+ نوشته شده در  شنبه 21 اردیبهشت1387ساعت 4:22 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

شخصي را به جهنم مي بردند . در راه بر مي گشت و به عقب خيره مي شد . ناگهان خدا فرمود : او را به بهشت ببريد . فرشتگان پرسيدند چرا ؟ پروردگار فرمود : او چند بار به عقب نگاه کرد ... او اميد به بخشش داشت.
 
خوشبختي به كساني روي مي آورد كه براي خوشبخت كردن ديگران مي كوشند.
 
زندگي مثل يه پل قديميه! به اين فکر نکن که اگه تنها ازش بگذريديرتر خراب ميشه به اين فکر کن که اگه افتادي يکي باشه که دستتو بگيره
 
ثروتمندان و فقرا دو نگرش كاملا متفاوت نسبت به پول داشته‌اند.فقرا آرزو میكرده‌اند پول به دست آورند و ثروتمندان ایمان داشته‌اند كه بدست می‌آورند.عاقل همان كاري را ابتدا انجام مي دهد كه نادان در آخر
 
به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است
 
در آن روزي كه همه به دنبال چشمان زيبا هستند تو به دنبال نگاه زيبا باش
 
 گاهی وقتها انقدر غرق در ارزوهای خودت هستی که یادت میره خودتم ارزوی کسی هستی!
 
+ نوشته شده در  جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت 4:47 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 


امام کاظم (علیه السلام ) فرمود : مردی از رسول الله صلی الله علیه و اله سوال کرد : حق پدر بر فرزند چیست ؟

پیامبر (صلی الله علیه و اله ) فرمود : او را به اسم صدا نزند ، جلو تر از او راه نرود ، قبل از او ننشیند و کاری که سبب بدگویی مردم به او شود انجام ندهد . ( بحارالانوار ، ج 74 ، ص 45 )
+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 8:43 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 


يك آگهي خلاقانه تبليغاتي ضد سيگار


 

تصویر فوق یک تبلیغ چاپی بسیار خلاقانه و تاثیرگذار است که توسط شرکتFree Picture Film  طراحی شده است. این آگهی تبلیغاتی ضد دخانیات برای اولین بار در اوايل سال 2007 ميلادي در يكي از روزنامه‌هاي شهر رياض عربستان سعودي به نمایش درآمد. اين آگهی یک نخ سیگار را به تصویر کشیده است که قسمت خاكستر آن تداعي كننده شهري سوخته است. شعار " شما خود و سرزمين خود را مي سوزانيد" به روشني پيام اين آگهي را به مخاطب منتقل مي‌كند.

طراح با این تصویر سعی در القای این مفهوم را دارد که فردیکه سیگار می کشد خود، خانواده و هم وطنان خود را در آتش خواهد سوزاند. در این اثر تبلیغاتی اصل سادگی به خوبی رعایت شده است. همچنین استفاده خلاقانه از یک متافور تصویری بر تاثیرگذاری آن افروده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 8:17 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

 


 

 

يك تبليغ بسيار جالب

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 8:14 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

بیلبورد تبلیغاتی شرکت پراکتر اند گمبل

 

یکی از مهمترین محدودیتهایی که بیلبوردهای تبلیغاتی با آن مواجه هستند، ایستا بودن و بی حرکت بودن آنها است. از آنجائیکه این نوع بیلبوردها نمی توانند بیش از یک تصویر را به نمایش بگذارند، تاثیرگذاری آنها تا حد قابل توجهی کاهش می یابد.  با این وجود چنانچه عنصر خلاقیت و نبوغ به درستی به کار گرفته شود می توان به این بیلبوردهای بی جان نیز تحرک و زندگی بخشید.

در کمپین فوق که توسط شرکت معتبر تبلیغاتی Saatchi & Saatchi برای تبلیغ یکی از برندهای شرکت Procter & Gamble طراحی و اجرا شده است عنصر خلاقیت به طرزی هنرمندانه به خدمت گرفته شده است. در این کمپین یک تابلوی کوچکتر در شمایل لکه ای سیاه رنگ و در فاصله ای جلوتر از بیلبورد اصلی قرار داده شده است. زمانی که اتوموبیلها از دور به طرف بیلبورد در حرکتند لکه سیاه روی بیلبورد اصلی دیده می شود. در این لحظه مخاطب لباسی سفید را می بیند که لکه سیاه رنگی روی آن قرار دارد. اما به محض اینکه ...

 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 8:12 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

هوندا

سوئی چیرو هوندا، پسر آهنگری فقیر در روستای کوچک کومیو بود.

این روستا در 270 کیلومتری جنوب غربی توکیو قرار داشت. پدرش در کنار کار آهنگری، به تعمیر دوچرخه نیز اشتغال داشت.
پسر جوان، همراه با صداهای کوبنده پتک بر سندان بزرگ می شد، و شاید این زمینه ای بود که به تدریج عشقی جاودان به مکانیکی را در او به وجود آورد. سوئی چیرو هوندا پیش از ورود به مدرسه در تعمیر دوچرخه به پدرش کمک می کرد.

هنگامی که هوندا به یک آگهی کوچک استخدام شاگرد در یکی از مجلات تجارتی برخورد و به آن پاسخ داد، به ناگاه دست از تحصیلات رسمی کشید. 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 8:5 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 


کمک به یک سگ +

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 7:35 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

 
یک ماه پس از آزاد شدن خرید و فروش موبایل در کشور کمونیستی کوبا، فروش قانونی کامپیوترهای خانگی نیز در کوبا آزاد شد؛ هر چند که دسترسی به اینترنت کماکان در این کشور ممنوع است.

رفع ممنوعیت فروش کامپیوتر تازه‌ترین اقداماتی است که رائول کاسترو رئیس جمهور جدید کوبا در هفته‌های اخیر برای افزایش آزادی‌های شخصی به اجرا در آورده است. در هفته‌های اخیر هزاران نفر از مردم کوبا صاحب موبایل و دستگاه پخش DVD شده‌اند!

در کشوری که حقوق متوسط افراد ماهانه 20 دلار است، کامپیوترهای خانگی تقریبا قیمتی معادل 800 دلار دارند. اما برخی شهروندان کوبا درآمد های جنبی دارند که قسمت عمده آن از طریق اقوام خارج از کشور آنها تامین می شود.

فیدل کاسترو دیکتاتور چپ‌گرای کوبا که اکنون جای خود را به برادرش رائول داده است، در طول چند دهه حکومت این کشور را به زندانی کوچک و پر از محدودیت‌های غیرقابل باور تبدیل کرده است که ممنوعیت موبایل، کامپیوتر، VCD، DVD، اینترنت، فیلم و... از آن دسته است.

کاسترو همواره معتقد بود که با این اقدامات، آمریکا را بر زمین کوبیده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 2:0 AM  توسط این نه منم!!!!!  | 

 
 

مردی که انگشتش دوباره رشد کرد

"لی اسپایوک"، شصت و نه ساله از سینسیناتی اوهایو است. انگشت او در سال 2005، در حالی که با یک هواپیمای مدل کار می کرده تا استخوان قطع شده بود.

بند انگشت یک سانتی متری او هرگز پیدا نشد و به نظر می رسید که انگشت آقای اسپایوک برای همیشه ناقص شده است.

اما ناجی انگشت این شهروند آمریکایی برادرش دکتر آلن اسپایوک، جراح سابق و فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد بود که موسس شرکت "ای سل" (ACell) است. این شرکت در حوزه بازسازی بدن و رشد دوباره نسوج فعالیت می کند.

دکتر اسپایوک به برادرش توصیه می کند که به جای پیوند عضو، پودر خوک را امتحان کند و مقداری از آن را برای او می فرستد.

لی به مدت 10 روز کمی از این پودر را روی باقی مانده انگشتش قرار داد.

او می گوید: "بار دومی که از این پودر استفاده کردم متوجه کمی رشد در انگشتم شدم. هر روز کمی به قد انگشتم اضافه می شد و بالاخره بعد از چهار هفته انگشتم به اندازه طبیعی برگشت و محکم و استوار شد."  در ادامه مطلب طرز تهیه این پودر را بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 1:58 AM  توسط این نه منم!!!!!  | 

اورانگوتان +

اورانگوتان با استفاده از نیزه ماهی می گیرد. این برای اولین بار است که صحنه شکار این نوع جاندار با ابزار مشاهده شده است – برنئو،مالزی

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 1:52 AM  توسط این نه منم!!!!!  | 

 

جانشین چراغ قرمز هم رسید

نقش چراغ راهنمایی در روانسازی ترافیک بر کسی پوشیده نیست. اما برخی رانندگان معمولا از چراغهای راهنمایی رد می شوند و قوانین را نادیده می گیرند. رانندگان عجول برای سریعتر به مقصد رسیدن بعضی اوقات هم جان انسانها را می گیرند. به تازگی راهکار جالبی برای جلوگیری از عبور رانندگان از چراغ قرمز اندیشیده شده است.

هان یونگ لی، مبتکر کره ای برای ممانعت از عبور رانندگان از چراغ قرمز، نوعی دیوار مجازی قرمز طراحی کرده است. این دیوار مجازی به طور کامل عرض خیابان را می پوشاند و باعث توقف اجباری رانندگان پشت چراغ قرمز می گردد.

 شیوه کار این چراغ به این صورت است: هنگامی که زمان روشن شدن چراغ قرمز فرا می رسد راه به وسیله تاباندن لیزر روی پلاسما به طور کامل بسته می شود. به این ترتیب رانندگان مجبور به توقف می شوند و عابران پیاده به راحتی می توانند از عرض خیابان عبور کنند.

این متد به صورت تئوریک در تمام دنیا مورد پسند قرار گرفته است و هنوز معلوم نیست چه زمانی به صورت عملی اجرا شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 1:48 AM  توسط این نه منم!!!!!  | 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 0:23 AM  توسط این نه منم!!!!!  | 

چي بگم والا !

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 0:15 AM  توسط این نه منم!!!!!  | 

 

 

خداوند بي نهايت است و لامكان و لازمان
اما به قدر فهم تو كوچك مي شود
وبه قدر نياز تو فرود مي آيد
و به قدر آرزوي تو گسترده مي شود
و به قدر ايمان تو كارگشا
يتيمان را پدر مي شود و مادر
نااميدان را اميد مي شود
گملشتگان را راه مي شود
در تاريكي ماندگان را نور مي شود
محتاجان به عشق را عشق مي شود
خداوند همه چيز مي شود و همه كس را
به شرط اعتقاد
به شرط پاكي دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهيز از معامله با ابليس
بشوييد قلبهايتان را از هر احساس ناروا و مغزهايتان را از هر انديشه خلاف
و زبانهايتان را از هر آلودگي در بازار و بپرهيزيد از هر ناجوانمردي ، ناراستي و نامردي
چنين كنيد تا ببينيد خداوند چگونه
بر سفره شما با كاسه اي خوراك و تكه اي نان مي نشيند
در دكان شما كفه هاي ترازوهايتان را ميزان مي كند
در كوچه هاي خلوت شب با شما آواز مي خواند
مگر از زندگي چه مي خواهيد كه در خدايي خدا يافت نمي شود؟؟؟؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 اردیبهشت1387ساعت 10:24 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 اردیبهشت1387ساعت 10:22 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 اردیبهشت1387ساعت 7:33 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

براي ديدن سايز واقعي عكس لطفا بر روي آن كليك كني
+ نوشته شده در  یکشنبه 15 اردیبهشت1387ساعت 7:32 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 



+ نوشته شده در  یکشنبه 15 اردیبهشت1387ساعت 7:25 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

 

صبر

 دو قطره آب اگر کنار هم قرار بگیرند چه می کنند؟

آن ها تصویر قطره دیگر را در خود دیده و به هم می پیوندند و یک قطره بزرگ تر تشکیل می دهند..

اگر چند سنگ به هم نزدیک شوند چه می شود؟

آن ها هیچ گاه با هم یکی نمی شوند.شاید تصویر سنگ دیگر را تا حدودی در خود ببینید!

هر چه سخت تر و قالبی تر باشیم فهم دیگران برایمان مشکل تر و در نتجیه احتمال بزرگ تر شدمان نیز کاهش می یابد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 اردیبهشت1387ساعت 7:5 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

دختران شهر به روستا مي انديشند .دختران روستا در آرزوي شهر مي ميرند.مردان بزرگ به آرامش مردان کوچک مي انديشند,مردان کوچک در آرزوي آسايش مردان بزرک مي ميرند,کدام پل در کجاي جهان شکسته است که هيچ کس به خانه اش نمي رسد !!

+ نوشته شده در  جمعه 13 اردیبهشت1387ساعت 12:11 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 


 
آقای احمدی نژاد!
این روزها خبرهای خوشی از سقوط تدریجی موگابه به گوش می رسد و من می خواهم "همین حالا" آلبوم عکسهای رییس جمهور ایران را ورق بزنم!
عکس بالا را همان موقع که رابرت موگابه، "مثلا " رییس جمهور زیمبابوه، را گرم بغل کردی و ملیح خندیدی، برای خودم نگهداشتم ... حس خیلی بدی سراغم می آید وقتی می بینم رییس جمهور کشوری مفلوک توسط رییس جمهور کشورم چنین گرم و صمیمانه در آغوش گرفته میشود.
 
بعید می دانم که ندانید انسداد سیاسی و تمرکز ۲۸ ساله‌ی قدرت در دستان موگابه اینک کار را به آنجا کشانده که اقتصاد زیمبابوه زمین‌گیر شده، بیش از سه میلیون از جمعیت جوان کشور راه مهاجرت در پیش گرفته‌اند، ایدز گریبانگیر بیست و چهار تا سی و پنج درصد جمعیت سیزده میلیونی کشور است و متوسط عمر ظرف بیست سال از پنجاه و پنج به سی و پنج سال سقوط کرده است! ...
آقا! دست بشوی از در آغوش گرفتن موگابه ها که حتی سایه شان بوی تعفن می دهد؛ نام ایران و ایرانی را چنین آلوده نکنید، لطفا! ... من این عکس را برای خودم نگهداشتم تا آن حس بد را همیشه تکثیر کنم، ما نباید به نشست و برخاست با بدنام ها عادت کنیم ... /ا
+ نوشته شده در  جمعه 13 اردیبهشت1387ساعت 11:53 AM  توسط این نه منم!!!!!  | 


روزي دختر کوچکي از مرغزاري مي گذشت. پروانه اي را ديد بر سر تيغي گرفتار. با احتياط تمام پروانه را آزاد کرد. پروانه چرخي زد. پرکشيد و دور شد . پس از مدت کوتاهي پروانه در جامه پري زيبايي در برابر دختر ظاهر شد و به وي گفت:به سبب پاکدلي و مهربانيت آرزويي را که در دل داري بر آورده مي سازم. دخترک پس از کمي تامل پاسخ داد:من مي خواهم شاد باشم.
پري خم شد و در گوش دخترک چيزي زمزمه کرد و از ديده او نهان گشت. دخترک بزرگ مي شود. آن گونه که در هيچ سرزميني کسي به شادماني او نيست. هربار کسي راز شاديش را مي پرسد با تبسم شيرين بر لب مي گويد:من به حرف پري زيبايي گوش سپردم. زماني که به کهنسالي مي رسد. همسايگان از بيم آنکه راز جادويي همراه او بميرد، عاجزانه از او مي خواهند که آن رمز را به ايشان بگويد:به ما بگو پري به تو چه گفت؟ دخترک که اکنون زني کهنسال و بسيار دوست داشتني است، لبخندي ساده بر لب مي آورد و مي گويد:پري به من گفت همه انسانها با همه احساس امنيتي که به ظاهر دارند. به هم نيازمندند!.
                     « ما همه به هم نيازمنديم . » 

وقتي که در شادي بسته ميشه، يه در ديگه باز ميشه ولي اغلب اوقات ما اينقدر به در بسته نگاه مي کنيم که اون دري رو نمي بينيم که واسمون باز شده.بذار اونقدر شادي داشته باشي که زندگيتو شيرين کنه،اونقدر تجربه که قويت کنه،اونقدر غم که انسان نگهت داره و اونقدر اميد که شادت کنه.

روشنترين آينده ها هميشه بر پايه يه گذشته فراموش شده بنا ميشه
تو نميتوني تو زندگي پيشرفت کني مگه اينکه اجازه بدي خطاها و رنجهاي روحي گذشتت از ذهنت بره.

شادترين مردم لزوما بهترين چيزا رو ندارن،اونا فقط از چيزايي که سر راهشون مياد بهترين استفاده رو مي کنن.

+ نوشته شده در  جمعه 13 اردیبهشت1387ساعت 11:48 AM  توسط این نه منم!!!!!  | 


پادشاهى که بر يک کشور بزرگ حکومت مى‌کرد، از زندگى خود راضى نبود و دليلش را نيز نمى‌دانست.

روزى پادشاه در کاخ خود قدم مى‌زد. هنگامى که از کنار آشپزخانه عبور مى‌کرد، صداى آوازى را شنيد. به دنبال صدا رفت و به يک آشپز کاخ رسيد که روى صورتش برق سعادت و شادى مى‌درخشيد.

پادشاه بسيار تعجب کرد و از آشپز پرسيد: «چرا اينقدر شاد هستى؟» آشپز جواب داد: «قربان، من فقط يک آشپز هستم، اما تلاش مى‌کنم تا همسر و بچه‌ام را شاد کنم. ما خانه‌اى حصيرى تهيه کرده‌ايم و به اندازه خودمان خوراک و پوشاک داريم. بدين سبب من راضى و خوشحال هستم ... »

پيش از شنيدن سخنان آشپز، پادشاه با نخست وزير در اين مورد صحبت کرد. نخست وزير به پادشاه گفت: «قربان، اين آشپز هنوز عضو گروه ٩٩ نشده است.»

پادشاه با تعجب پرسيد: «گروه ٩٩ چيست؟»
نخست وزير جواب داد: «اگر مى‌خواهيد بدانيد که گروه ٩٩ چيست، اين کار را انجام دهيد: يک کيسه با ٩٩ سکه طلا در مقابل در خانه آشپز بگذاريد. به زودى خواهيد فهميد که گروه ٩٩ چيست؟»

پادشاه بر اساس حرف‌هاى نخست وزير فرمان داد يک کيسه با ٩٩ سکه طلا را در مقابل در خانه آشپز قرار دهند.
آشپز پس از انجام کارها به خانه بازگشت و در مقابل در خانه آن کيسه را ديد. با تعجب کيسه را به اتاق برد و باز کرد. با ديدن سکه‌هاى طلا ابتدا متعجب شد و سپس از شادى بال در آورد. آشپز سکه‌هاى طلا را روى ميز گذاشت و آنها را شمرد. ٩٩ سکه؟ آشپز فکر کرد اشتباهى رخ داده است. بارها طلاها را شمرد، ولى واقعاً ٩٩ سکه بود! و تعجب کرد که چرا تنها ٩٩ سکه است و ١٠٠ سکه نيست! فکر کرد که يک سکه ديگر کجاست و شروع به جستجوى سکه صدم کرد. اتاق‌ها و حتى حياط را زير و رو کرد، اما خسته و کوفته و نااميد بازگشت.

آشپز بسيار دل شکسته شد و تصميم گرفت از فردا بسيار تلاش کند تا يک سکه طلا ديگر به دست آورد و ثروت خود را هر چه زودتر به يکصد سکه طلا برساند.
تا دير وقت کار کرد. به همين دليل صبح روز بعد ديرتر از خواب بيدار شد و با همسر و فرزندش دعوا کرد که چرا وى را بيدار نکرده‌اند! آشپز ديگر مانند گذشته خوشحال نبود و آواز نمى‌خواند، او فقط تا حد توان کار مى‌کرد!

پادشاه نمى‌دانست که چرا اين کيسه چنين بلايى بر سر آشپز آورده است و علت را از نخست وزير پرسيد.

نخست وزير جواب داد: قربان، حالا اين آشپز رسماً به عضويت گروه ٩٩ در آمده است! اعضاى گروه ٩٩ چنين افرادى هستند:
آنان زياد دارند اما راضى نيستند.
تا آخرين حد توان کار مى‌کنند تا بيشتر به دست آورند.
آنان مى‌خواهند هر چه زودتر «يکصد» سکه را از آن خود کنند!
اين علت اصلى نگرانى‌ها و آلام آنان مى‌باشد.
آنها به همين دليل شادى و رضايت را از دست مى‌دهند

+ نوشته شده در  جمعه 13 اردیبهشت1387ساعت 11:45 AM  توسط این نه منم!!!!!  | 

آدم هايي هستند مثل قطار شهر بازي،

 که از بودن با آنها لذت مي بريد،

 اما به جايي نمي رسيد

+ نوشته شده در  جمعه 13 اردیبهشت1387ساعت 9:14 AM  توسط این نه منم!!!!!  | 

خدا را شكر كه دختر نوجوانم هميشه از شستن ظرفها شاكي است.اين يعني او در خانه است و در خيابانها پرسه نمي زند

 

خدا را شكر كه ماليات مي پردازم. اين يعني شغل و در آمدي دارم و بيكار نيستم

 

خدا را شكر كه لباسهايم كمي برايم تنگ شده اند . اين يعني غذاي كافي براي خوردن دارم

 

خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم.اين يعني توان سخت كار كردن را دارم

 

خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم.اين يعنی من خانه ای دارم

 

خدا را شكر كه در جائي دور جاي پارك پيدا كردم.اين يعني هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبيلي براي سوار شدن

 

خدا را شكر كه سرو صداي همسايه ها را مي شنوم. اين يعني من توانائي شنيدن دارم

 

خدا را شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم. اين يعني من لباس براي پوشيدن دارم

 

خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعني من هنوز زنده ام

 

 

خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم . اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم

 

خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند. اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم.

 

 

 

 خدا را شكر...خدا را شكر...خدا را شكر

+ نوشته شده در  جمعه 13 اردیبهشت1387ساعت 8:59 AM  توسط این نه منم!!!!!  | 

زيبارويي که مي داند ،

 زيباي ماندني نيست ،

پرستيدني است .


+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت 2:54 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

 

گوش عشق

 دانشمندان کشف کردند گوش چپ که اطلاعات خود را به نیمکره راست مغز ارسال می کند گوش "عشق" است و بنابراین عبارات احساسی را برای درک بهتر باید در این گوش نجوا کرد.

بخش چپ مغز منطق، توجه به جزئیات، زبان، علم و استراتژیها را نشان می دهد و طرف راست تصورات، اشراق و سیر و سلوک، دید همزمان، تخیلات و احساسات را حاکمیت می کند.

هر یک از این بخشهای مغز قسمت مخالف بدن را کنترل می کنند. بنابراین منطقی است که تصور شود یک جمله احساسی اگر مستقیما از طرف چپ بدن ارسال شود سریعتر به مراکز احساسی می رسند.

به طور طبیعی چشم راست با زکاوت بیشتری می تواند رنگها را درک کند این درحالی است که بهتر است مادران گونه چپ کودک را ببوسند و یا با دست چپ کودک را در آغوش بگیرند.

در حقیقت دانشمندان دانشگاه ساسکس انگلیس در تحقیقات خود نشان دادند که 85 درصد از زنان چپ دست یا راست دست کودک خود را با دست چپ در آغوش می گیرند. به این ترتیب واکنشهای فیزیکی و احساسی کودک مستقیما به طرف راست مغز مادر می رسند.

 به تازگی گروهی از محققان  با آزمایش هزار و 120 نفر مشاهده کردند که گوش چپ در این افراد "گوش عشق" است. به طوری که 69 درصد از موارد خاطر نشان کردند تمام عبارات شیرین و عاطفی را هنگامی که از راه گوش چپ می شنوند بهتر درک می کنند و تنها 56 درصد از موارد اگر این عبارات را با گوش راست بشوند می توانند عمق آنها را درک کنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 اردیبهشت1387ساعت 10:44 AM  توسط این نه منم!!!!!  | 

گشت ارشاد از نوع شادش

تا حالا شنيدين كه مي گن يارو واسه خودش شاد ه يا شاد مي زنه  خب اين گشت ارشادم واسه خودش شاد ميزنه

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 اردیبهشت1387ساعت 8:30 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 اردیبهشت1387ساعت 8:29 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 اردیبهشت1387ساعت 8:27 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 



بدون شرح  

بدون شرح  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 اردیبهشت1387ساعت 8:14 PM  توسط این نه منم!!!!!  |