زندگی 4 شهر است که همه نمی توانند از این شهرها بگذرند.اما کسانی که همه ی این
شهرها را می بینند خوشبخت ترین انسان ها هستند.
اول . شهر کودکی :
محدوده ی این شهر کم است و تنوع زیادی ندارد. در آنجا همیشه بهار است و خورشید
در آسمان. و تنها وقتی هوا ابری می شود که دل یکی از مردمان این شهر بگیرد.
مردمان این شهر خوبی و زیبایی می کارند و مهر و دوستی درو می کنند.
صنعت این شهر ناز و کرشمه است و واحد پول آن ماچ و بوسه.
از کوههای معروف آن رشته کوه لج است که ازمرز این شهر هم فرا تر می رود. از
جاهای دیدنی آن می توان محله ی خنده را نام برد و دریای معروف آن خوش قلبی
است.
دوم. شهر نوجوانی :
بزرگتر از شهر اول است و تنوع زیادی دارد. در این شهر همیشه تابستان است. از
خصوصیات مردمان این شهر هیجان است. هیجان برای یاد گرفتن چیزهای جدید.
مردم دودلی می کارند و اطمینان درو می کنند.صنعت این شهر استقلال و واحد پول
آن آزادی است. از کوههای این شهر کوه غرور است که از لج و کینه درست شده
است. از دریاهای معروف آن دریای بخشندگی است که وسعت زیادی دارد و از
مناطق دیدنی هم می توان دشت دوستی را نام برد که از تا آخرین شهر زندگی ادامه
دارد.
سوم. شهر جوانی :
این شهر به قدری بزرگ است که نمی توان انتهایی برای آن در نظر گرفت. اما این
شهر۴ فصل آب و هوایی دارد.مردمان این شهر بیشتر دوستانی هستند که از
شهر نوجوانی مهاجرت کرده اند تا بتوانند در جای بهتر زندگی کنند.
خصوصیت مردم این شهر استقلال است و تلاش بسیار برای رسیدن به آن.
آنها سخت در مزرعه ها مشغول کارند. عشقمی کارند و فرزند برداشت می کنند.
در این شهر هر زوجی سعی دارد مزرعه ای داشته باشد و در آن کار کند تا محصول
بهتری به دست آورد. صنعت این شهر ازدواج و واحدپول آن عشق است.
کوه بلند و استوار آن خانواده و رود معروف آن سرعت نام دارد. و
جای دیدنی آن همه ی مزرعه های مردم این شهر است.
چهارم. شهر پیری :
شهر زیاد وسیعی نیست و دو فصل پاییز و زمستان دارد. مردم این شهر بیشتر با
خاطرات خود بازی می کنند. مردم این شهر همیشه از بذر هایی که در
شهر های گذشته ی خود کاشته اند استفاده می کنند. صنعت آن خاطره و واحد پول آن
مهر و محبت است. کوهمعروفی ندارد اما دریای معروفی دارد که وسعت آن بسیار
زیاد است و تجربه نام دارد. ساحل این دریا که به آن نصیحت گفته می شود از
زیبا ترین جاهای این شهر است.