تبليغاتX
!!!!!این نه منم!!!!!
این نه منم!!!!!
  1.  همیشه زن قانون می سازد 

 الف)  این قوانین بدون آگاهی و خبر قبلی، تغییر می کنند. 
  ب)  هیچ مردی قادر نیست همه ی این قوانین را بداند. و تقریباً همه ی زن ها با این علم به دنیا می آیند. 
  ج)  اگر زن شک کند که مرد چیزی از این قوانین را میداند، احتمالاً تعدادی یا تمام این قوانین را سریعاً تغییر میدهد.

2.  زن هیچگاه اشتباه نمی کند  

  الف)  اگر زنی اشتباه کند، فقط به خاطر سوء تفاهمی است که نتیجه مستقیم حرف یا عمل مرد است. 
  ب)  اگر مورد الف اتفاق بیفتد، مرد باید سریعاً به خاطر به وجود آوردن این سوء تفاهم عذرخواهی کند.

 3.  زن در هر زمان می تواند نظر خود را تغییر دهد

  الف)  مرد هیچ زمان نمی تواند نظر خود را تغییر دهد مگر با گرفتن رضایتنامه کتبی از زن. 

 4.  زن حق دارد هر زمان که خواست عصبانی یا ناراحت شود  

  الف)  مرد باید همیشه آرامش خود را حفظ کند، مگر اینکه زن از او بخواهد عصبانی یا ناراحت شود. 
  ب)  زن نباید تحت هیچ شرایطی اجازه دهد مرد بفهمد زن می خواهد او ناراحت یا عصبانی باشد یا خیر. 

 5.  هرگونه تلاش از سوی مرد برای تغییر دادن این قوانین منجر به آسیب های جدی جسمانی می شود

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مهر1386ساعت 4:16 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

خواجه عبدالله انصاري :
پيوسته رنج مردم از سه چيز است :

زودتر از وقت چيزي را مي‌خواهند و از قسمت ، بيش مي‌خواهند و آن ديگران از آن خويش مي‌خواهند .

لقمان حكيم :
راز خود را پنهان‌دار رنج بسيار را در طلب آن چه سود بخشد ، اندك شمار.

مهاتما گاندي :
اولين تكليف آدمي ، حمايت از ضعفا و جريحه‌دار نكردن يك وجدان بشري است .

امانوئل كانت :
در عالم دوچيز است كه از همه زيباتر است ، آسماني پرستاره و وجداني آسوده

ارسطو :
ضايع‌ترين اوقات زندگي ، وقتي است كه در غيرطلب حق و بيهوده ، صرف شود .

سيدجمال اسدآبادي :
بهترين روزگار وقتي است كه نادانان ياوه بافته و دانايان خاموش مانند .

پيكاسو :
اگر آيينه نبود من هميشه خود را جوان مي‌دانستم .

ديل كارنگي :
براي زندگي فكر كنيد ولي غصه نخوريد

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مهر1386ساعت 4:15 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

 

 سلام فاحشه! هان!؟ تعجب کردی!؟ میدانم در کسوت مردان آبرومند، اندیشیدن به تو رسم ، و گفتن از تو ننگ است ! اما میخواهم برایت بنویسم .

 شنیده ام، تن می فروشی، برای لقمه نان ! چه گناه کبیره ای…! میدانم که میدانی همه ترا پلید می دانند، من هم مانند همه ام !

 راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است ! مگر هردو از یک تن نیست؟ مگر هر دو جسم فروشی نیست؟ تن در برابر نان ننگ است. بفروش ! تنت را حراج کن… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان، شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین.

شنیده ام روزه میگیری، غسل میکنی، نماز میخوانی، چهارشنبه ها نذر حرم امامزاده صالح داری، رمضان بعد از افطار کار می کنی، محرم تعطیلی ! من از آن میترسم که روزی با ظاهری عالمانه، جمعه بازار دین خدا را براه کنم، زهد را بساط کنم، غسل هم نکنم، چهارشنبه هم به حرم امامزاده صالح نروم، پیش از افطار و پس از افطار مشغول باشم، محرم هم تعطیل نکنم! فاحشه… دعایم کن !

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مهر1386ساعت 4:13 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

برگ اول تولد و نام که دست خودمان نيست .

 برگ دوم عشق و ازدواج و توليد نسل که به اراده ما بستگي دارد .

و برگ آخر مرگ که ان هم به اختيار ما نيست

سعی کن در لابلای این سه برگ خدا را پیدا کنی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مهر1386ساعت 8:11 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

هيچ كلكي در كارنيست! اين بازي به طرز شگفت آوري دقيق خواهد بود! البته به شرطي كه تقلب نكنيد .

طالع بيني چيني! .. سال جديد چيني امسال سال اژدهاي آهنين است كه اميدواريم سالي خوش و پر از خوش شانسي براي شما باشد .

فقط به دستور العمل عمل نمايد و تقلب نكنيد، در غير اينصورت نتيجه درست از آب در نخواهد آمد و بعد آرزو خواهيد كرد كه ايكاش تقلب نمي كرديد .
اين حدوداً 3 دقيقه زمان خواهد برد تا شما را ديوانه كند .
پيام را يكجا تا پايا ن نخوانيد بلكه مرحله به مرحله پيش برويد و عين دستورالعمل انجام دهيد .

نكته: زماني كه ميخواهيد اسامي را بنويسيد اطمينان حاصل كنيد كه اشخاصي هستند كه شما آنها را مي شناسيد (تبصره از خودم: يعني اسم الكي يا بيخودي ننويسيد) .
مهم: همچنين بياد داشته باشيد كه بهنگام نوشتن اسامي و عمل كردن به دستورالعمل از احساس و غريزه خود استفاده كنيد و بيخودي و بيش از حد فكر نكنيد بلكه آنچه كه در آن لحظه به ذهنتان مي آيد را بنويسيد .

به جدول زير نگاه کنيد

سپس در جلوي رديف (ستون) 1 و 2 هر عددي را كه مايليد بنويسيد .
حال در جلوي رديف 3 و رديف 7 نام شخصي را از جنس مخالف بنويسيد .
نام اشخاصي را كه مي شناسيد (چه دوست يا اعضاي خانواده يا فاميل) در جلوي رديفهاي 4، 5 و 6 بنويسيد .
در رديفهاي 8، 9، 10 و 11 نام چهار ترانه (آهنگ) را بنيوسيد (در جلوي هر رديف نام يك ترانه) .

1.

2.

3.

4.

5.

6.

7.

8.

9.

10.

11.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 23 مهر1386ساعت 10:41 AM  توسط این نه منم!!!!!  | 

من (=اینشتین) برخلاف بسیاری از حس گرایان این زمان/ که هر چیز را حمل برتصادف و اتفاق محض میکنند و متافیزیک را انکار مینمایند/ سخت معتقد هستم به اینکه خداوند دانا جهان طبیعت را بر نظامی واحد طراحی نموده / که این همان "اصل علیت عمومی" است. و من نمی توانم آن نظام های پر معنی را حمل بر"قوانین شانسی"(!!) و به اصطلاح:"آماری" فیزیک خشک کلاسیک بنمایم!
کار این دسته از دانشمندان به اصطلاح:"فیزیکدان" ولی "ماده گرا" و "ماتریالیست"/ یا: "حس گرا" و "پوزیتیویست" (= تجربه گرا - آزمایش طلب) این است که آماری از این وقایع را جمع کرده وفیزیک را خشک و"آماری"می کنند! وهمه چیز را حمل بر تصادف
یا "شانس"می نمایند!! گویا آنها خداوند را همچون شخص"تاس اندازی"(!!) پنداشته اند که از برای بازی/وقایعی را در جهان طبیعت برملا نموده و بنا نهاده است!! حال آنکه خیلی از همینها خدا را نیز قبول نداشتند/ اکنون هم که قبول کرده اند او را مقهور حس وشانس می دانند!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 مهر1386ساعت 10:40 AM  توسط این نه منم!!!!!  | 

با توجه به تصویر فوق ، کدام گزینه از لحاظ املایی صحیح است :

الف ) روض     ب) غدث    ج ) اثلام اثط     د) همه موارد

 

***

 

و اما جواب : در مجموعه آثار جلد شصت و پنج اینطور آمده است : 

 روض غدث یک روض جحانی اثط ، روضی نیست که فغت اخطثاث به غدث داشطه باشد ، روض مغابله مثطزعفین با مصطکبرین اثط ، روضی اثط که باید صرنوشط ملطحای مثطزعف مالوم شود ، روض غدث روض حیاط اثلام اثط ...

 پس گزینه صحیح گزینه دال یعنی همه موارد می باشد . و اما برندگان امشب ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 مهر1386ساعت 9:22 AM  توسط این نه منم!!!!!  | 

خانم جوانی در سالن انتظار فرودگاهی بزرگ منتظر اعلام برای سوار شدن به هواپیما بود.باید ساعات زیادی رو برای سوار شدن به هواپیما سپری میکرد و تا پرواز هواپیما مدت زیادی مونده بود ..پس تصمیم گرفت یه کتاب بخره و با مطالعه این مدت رو بگذرونه ..اون همینطور یه پاکت شیرینی خرید..
اون خانم نشست رو یه صندلی راحتی در قسمتی که مخصوص افراد مهم بود ..تا هم با خیال راحت استراحت کنه و هم کتابشو بخونه!کنار دستش .اون جایی که پاکت شیرینی اش بود .یه آقایی نشست روی صندلی کنارش وشروع کرد به خوندن مجله ای که با خودش آورده بود
وقتی خانومه اولین شیرینی رو از تو پاکت برداشت..آقاهه هم یه دونه ورداشت ..خانومه عصبانی شد ولی به روش نیاورد..فقط پیش خودش فکر کرد این یارو عجب رویی داره ..اگه حال و حوصله داشتم حسابی حالشو میگرفتم !
هر یه دونه شیرینی که خانومه بر میداشت ..آقاهه هم یکی ور میداشت .
دیگه خانومه داشت راستی راستی جوش میاورد ولی نمی خواست باعث مشاجره بشه
وقتی فقط یه دونه شیرینی ته پاکت مونده بود ..خانومه فکر کرد..اه . حالا این آقای پر رو و سواستفاده چی ...چه عکس العملی نشون میده..هان؟؟؟؟
آقاهه هم با کمال خونسردی شیرینی آخری رو ور داشت ..دو قسمت کرد و نصفشو داد خانومه و..نصف دیگه شو خودش خورد..
اه ..این دیگه خیلی رو میخواد...خانومه دیگه از عصبانیت کارد میزدی خونش در نمیومد.
در حالی که حسابی قاطی کرده بود ..بلند شد و کتاب و اثاثش رو برداشت وعصبانی رفت برای سوار شدن به هواپیما
وقتی نشست سر جای خودش تو هواپیما ..یه نگاهی توی کیفش کرد تا عینکش رو بر داره..که یک دفعه غافلگیر شد..چرا؟ برای این که دید که پاکت شیرینی که خریده بود توی کیفش هست . <<.دست نخورده و باز نشده
فهمید که اشتباه کرده و از خودش شرمنده شد.اون یادش رفته بود که پاکت شیرینی رو وقتی
خریده بود تو کیفش گذاشته بود!!!
اون آقا بدون ناراحتی و اوقات تلخی شیرینی هاشو با او تقسیم کرده بود
در زمانی که اون عصبانی بود و فکر میکرد که در واقع اونه که داره شیرینی هاشو اقاهه میخوره
و حالا حتی فرصتی نه تنها برای توجیه کار خودش بلکه برای عذر خواهی از اون آقا هم نداره!!!
+ نوشته شده در  سه شنبه 17 مهر1386ساعت 8:39 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

حضرت ابراهیم علیه السّلام هرگز تنها و بدونِ مهمان غذا نمی خورد. گاهی كه مهمان نداشت، سرِ راه می ایستاد، هر مسافری كه رَد می شد او را دعوت به خوردن می نمود. روزی، شخصِ كافری از آنجا می گذشت. حضرت ابراهیم از او دعوت كرد كه به خانه اش برود و با او هم غذا شود. وقتی كافر سرِ سفره نشست، حضرت ابراهیم « بسم الله الرّحمن الرّحیم» گفت و از آن مرد نیز درخواست كرد كه این عبارت را تكرار كند. مرد گفت:« من خدایی را نمی شناسم تا نام او را ببرم.» حضرت ابراهیم ناراحت شد و فرمود:« پس برخیز و برو» مهمان بلند شد و از خانه بیرون رفت. در این موقِع وحیِ الهی نازل شد كه: « ای ابراهیم، چرا مهمان را رد كردی. هفتاد سال ما به او روزی می دادیم یك روز، رزقش را به تو حواله نمودیم، او را رد كردی؟» حضرت ابراهیم پشیمان شد. بنابراین به سرعت از خانه خارج گشت و خود را به مهمان رسانید و از او درخواست كرد كه بازگردد. مرد كافر گفت:« تا نگویی چرا دنبالم آمده ای، برنمی گردم.» حضرت ابراهیم علیه السلام جریان را تعریف كرد. كافر خجالت كشید و گفت:« خاك بر سرِ من كه از چنین خداوندِ بخشنده و مهربانی روی گردان بودم.» آن گاه، مرد به خداوند یگانه ایمان آورد و جزو نیكوكاران شد.
+ نوشته شده در  سه شنبه 3 مهر1386ساعت 9:18 AM  توسط این نه منم!!!!!  | 

 

حضرت امیر علیه السّلام می فرماید:

 مردی نزد رسول خدا ص آمد و گفت: یا رسول الله مرا به عملی راهنمایی كنید، به عملی كه به سبب آن:

  1. خدا مرا دوست بدارد                     
  2. مردم مرا دوست بدارند
  3. دارائیم فراوان شود
  4. بدنم سالم بماند
  5.  عمرم طولانی شود
  6. خدا مرا با تو محشور كند

رسول خدا صلی الله علیه و اله فرمودند:

 این 6 حاجت 6 خصلت می خواهد:

  1. گر می خواهی خدا تو را دوست بدارد از او بترس و از گناه پرهیز كن.
  2. اگر می خواهی مردم تو را دوست دارند به آن ها خوبی و نیكی كن و به آنچه در دست آن هاست طمع نكن و چشم نینداز.
  3. اگر می خواهی دارائیت فراوان شود زكوة بده.
  4. اگر می خواهی بدنت سالم بماند فراوان صدقه بده.
  5. و اگر می خواهی عمرت طولانی شود صله رحم كن(دید و بازدید خویشان)
  6. و اگر می خواهی خدا تو را با من محشور كند سجده را برای خدا طولانی كن.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1 مهر1386ساعت 4:45 PM  توسط این نه منم!!!!!  |