تبليغاتX
!!!!!این نه منم!!!!!
این نه منم!!!!!
سوالات مامور آمار و جواب های ...


آبادان
 - سلام
 -سلام ولک
 - شما چند تا فرزند دارید؟
 - به تو چه کوکا!!!
 -ای بابا ! آقا من مامور آمار هستم!
 -خو کوکا منم مامورم !
 -کارتتون لطفا
 -خودت کارتت لطفا!!
 - آقا اصلا شما بچه داری!؟!؟
 - نه کوکا تموم کردیم!
 -خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا



خرم آباد
 
 - سلام
 - کر سلام
 - شما چند تا فرزند دارید؟
 - 11 تا دختر 16 پسر جمعا 35 تا .
 - شغل
 - فروش بیل و کلنگ یه باشگاه بدنسازی هم دارم !
 - تحصیلات ؟
 - سیکل
 - متشکرم


قم
 - سلام حاج آقا
 -سلام علیکم و رحمه الله برادر . خسته نباشید . خدا قوت ان شاالله . الله اکبر.
 -ببخشید حاج آقا شما چند تا فرزند دارید؟
 - دو تا , یه دختر یه پسر
 - شغل
 - مداحی . نوحه خونی . فروش البسه روحانیون و طلبه ها .
 -تعداد همسر ؟
 - 55 تا
 - بله!؟!؟!؟!؟!؟!؟! ببخشید بچه هاتون زن زاییدن یا زناتون بچه زاییدن؟!
 - 54 تا صیغه یک نفر هم نکاه.
 - صحیح .
 - وقت نماز برادر امری با من نیست؟
 - نه متشکرم

شیراز
 - سلام
 -سلام کاکو
 - شما چند تا فرزند دارید؟
 - سه تا کاکو
 - تعداد دختر و پسر ؟
 - سه تاش دختره کاکو
 - شغلتون ؟
 - لوازم آرایشی بهداشتی میفروشم کاکو.
 - در آمد متوسط ماهانه؟
 - 15 میلیون تومن در ماه کاکو.
 - ببخشید شما خلبان هستید یا کاسب!!!!!؟؟؟؟
 - نه جون کاکو من کاسب لوازم آرایشی هسم !

عرب
 - سلام
 - السلام علیک!
 - شما چند تا فرزند دارید؟
 -244 تا
 - چند تا دختر چند تا پسر!؟
 - 200 تا پسر آمار دخترام هم به تو مربوط نی!!!!
 -متشکرم!!! خدانگهدار                                                        
  - فی امان الله
 


اصفهان

 - سلام
 -سلام دادا
 - شما چند تا فرزند دارید؟
 - سی و سه تا
 - چند تا دختر چند تا پسر ؟
 - همش پسرس دادا
 -تحصیلات؟
 - دکترای متالوژی گرایش ذوب آهن .
 -شغل؟
 - برج ساز .
 - وسیله نقلیه دارید؟
 - بله . یه ژیان دارم


زاهدان
 - سلام
 -شلام
 - شما چند تا فرزند دارید؟
 - شی و هفتا داشتم الان شه تاش مونده!
 - جان!؟!؟!؟ منظورتون چیه!؟!؟؟!
 - شی تاشون تو درگیری با نیرو انتظامی کشته شدن!
 - متاسفم . حالا باقیمانده چندتا دختر و چند تا پسر؟
 - شه تا دختر
 - شغل ؟
 - مامور نیروی انتظامی . شتاد مبارزه با مواد مخدر
 -بسیار عالی!!!
.
+ نوشته شده در  سه شنبه 16 آبان1385ساعت 10:21 PM  توسط این نه منم!!!!!  | 

 

يکی بود يکی نبود .
غير از خدای مهربون هيچ کس نبود
.

يه روز مادر شنل قرمزی رو به دخترش کرد و گفت
:

عزيزم چند روزه مادر بزرگت مبايلش و جواب نميده .

 هرچی SMS هم براش ميزنم

باز جواب نمیده . online هم نشده چند روزه . نگرانشم
.

چندتا پيتزا بخر با يه اکانت ماهانه براش ببر . ببين حالش چطوره
.

شنل قرمزی گفت : مامی امروز نميتونم
.

قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس


مهربون بريم ديزين اسکی
.

مادرش گفت : يا با زبون خوش ميری . يا ميدمت دست داداشت


گوريل انگوری لهت کنه
.

شنل قرمزی گفت : حيف که بهشت زير پاتونه . باشه ميرم
.

فقظ خاستين برين بهشت کفش پاشنه بلند نپوشين
.

مادرش گفت : زود برگرد . قراره خانواده دکتر ارنست بيان
.
می خوان ازت خاستگاری کنن واسه پسرشون
.
شنل قرمزی گفت : من که گفتم از اين پسر لوس دکتر خوشم نمياد
.

يا رابين هود يا هيچ کس . فقط اون و می خوام
.

شنل قرمزی با پژوی ۲۰۶ آلبالوئی که تازه خريده از خونه خارج


ميشه
.

بين راه حنا دختری در مزرعه رو ميبينه
.

شنل‌: حنا کجا ميری ؟؟؟


حنا : وقت آرايشگاه دارم . امشب يوگی و دوستان پارتی دعوتم

کردن
.

شنل : ای نا کس حالا تنها میپری ديگه
!!

حنا : تو پارتی قبلی که بچه های مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازی در


آوردی
.

بهت گفتن شب بمون گفتی مامانم نگران ميشه . بچه ها شاکی شدن


دعوتت نکردن
.

شنل : حتما اون دختره ايکبری سيندرلا هم هست ؟؟؟


حنا : آره با لوک خوشانس ميان
.

شنل : برو دختره
...........................................

(
به علت به کار بردن الفاظ رکيک غير قابل پخش بود
)

شنل قرمزی يه تک آف ميکنه و به راهش ادامه ميده
.
پشت چراغ قرمز چشمش به نل می خوره
!!!!!

ماشينا جلوش نگه ميداشتن اما به توافق نمی رسيدن و می رفتن
.

ميره جلو سوارش ميکنه
.

شنل : تو که دختر خوبی بودی نل
!!!!!

نل : ای خواهر . دست رو دلم نذار که خونه
.
با اون مرتيکه ...... راه افتاديم دنبال ننه فلان فلان شدمون
.
شنل : اون که هاج زنبور عسل بود
.
نل : حالا گير نده . وسط راه بابا بزرگمون چشمش خورد به مادر


پرين رفت گرفتش
.
اين دختره پرين هم با ما نساخت ما رو از خونه انداختن بيرون
.
زندگی هم که خرج داره . نميشه گشنه موند
.
شنل قرمزی : نگاه کن اون رابين هود نيست ؟؟؟؟ کيف اون زن رو


قاپيد
.
نل : آره خودشه . مگه خبر نداشتی ؟ چند ساله زده تو کاره کيف


قاپی
.
جان کوچولو و بقيه بچه ها هم قالپاق و ضبط بلند ميکنن
.
شنل قرمزی : عجب
!!!!!!!!!!!!!!
نل : اون دوتا رو هم ببين پت و مت هستن . سر چها راه دارن شيشه


ماشين پاک می کنن .
دخترک کبريت فروش هم چهار راه پائينی داره آدامس ميفروشه
.
شنل قرمزی : چرا بچه ها به اين حال و روز افتادن ‌؟؟؟؟

نل : به خودت نگاه نکن . مادرت رفت زن آقای پتيول شد .
بچه مايه دار شدی . بقيه همه بد بخت شدن
.
بچه های اين دوره و زمونه نمی فهمن کارتون چيه
.
شخصيتهای محبوبشون شدن ديجيمون ها ديگه با حنا و نل و يوگی


و ....
خانواده دکتر ارنست حال نمی کنن
.
ما هم مجبوريم واسه گذران زندگی اين کارا رو بکنيم

اخه این چه زندگی شده

ای خدا ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 آبان1385ساعت 8:49 PM  توسط این نه منم!!!!!  |